تبليغاتX
بچه های دوره هفتم

بچه های دوره هفتم

جمع صمیمی فارغ التحصیلان دوره هفتم

گفتاري از سردار سرلشكر بسيجي دكتر فيروزآبادي

بعد از آنکه حضرت آیه الله خامنه ای در اواخر سال 68 قسمتی از پادگان حشمتیه را

برای استقرار ستاد کل نیروهای مسلح تعیین فرمودند، تصمیم گرفتیم مسجد مستقلی برای این ستاد در جایی با فاصله مناسب و مساوی از ساختمان های اداری که ورود و خروج از بیرون را تسهیل کند، بسازیم.

پس از بررسی های لازم محل مسجد را تعیین کردیم و طرح ساخت آن را به محضر مبارک فرمانده معظم کل قوا تقدیم کردیم که ایشان فرمودند گلدسته و گنبد شعار مسجد است ولی چون اینجا یک محیط نظامی است نیاز به شعار ندارد.

در مرحله بعد تعدادی اسم برای مسجد انتخاب کردیم و آنها را خدمت آقا گردشکار کردیم تا انتخاب بفرمایند . اما هیچ کدام از اسامی پیشنهادی را قبول نکردند و فرمودند : نام مسجد را جهاد بگذارید. مدتی بعد روزنامه کیهان خبری را به عنوان سند منتشر کرد . در این سند مطرح شده بود که 31 سال قبل یعنی 26 خرداد 1344 خبرنگار ما به محل اجرای حکم تیرباران شهدای عزیز موتلفه رفته و خبری را تهیه کرده اما مجوز انتشار آن را نداده بودند.

بنابراین ما از این خبر متوجه شدیم چهار نفر از مبارزان موتلفه در این پادگان تیرباران شده اند . کنجکاو شدیم بدانیم محل تیرباران کجا بوده به همین علت از تعدادی از ارتشی ها سوال کردم میدان تیر پادگان کجا بوده ؟ اینها وقتی علت سوال را متوجه می شدند به نظر می رسید از روی ترس می گفتند ما خبر نداریم و در گذشته هیچگاه به اینجا نیامده بودیم و در جریان نیستیم.

از این رو سوالات را به صورت غیر مستقیم پرسیدم تا اینکه چند نفر همین محل مسجد را نشان دادند و گفتند میدان تیر خفیف پادگان حشمتیه اینجا بوده است. بعد از مدتی یکی از بزرگان ارتشی آمد و گفت من فرمانده پادگان حشمتیه بودم. در این رابطه از ایشان سوال کردم که وی نیز همین محل مسجد را تایید کرد.

بدین ترتیب متوجه شدیم این مسجد محل شهادت شهدای موتلفه است و من در متن کتیبه ای که بالای سر در ورودی مسجد نصب شده نوشتم: « در دوران غیبت حضرت ولیعصر (عج) و در عصر امام خمینی (ره) و در عهد امامت و ولایت آیت الله خامنه ای، با اجازه معظم له این مسجد بنا گردید و ولی امر نام جهاد را بر آن گذاشتند . این محل مشهد اولین شهدای جهاد در راه نهضت امام خمینی (ره)، شهیدان امانی، بخارایی، نیک نژاد و صفار هرندی در سال 1344 هجری شمسی شناسایی گردید.»

این مسجد در سالروز میلاد پربرکت حضرت امیرالمومنین(ع) در سال 1373 افتتاح گردید. در واقع نام جهاد را حضرت ولی امر با الهام الهی از جهاد آنها و جهاد رزمندگان دفاع مقدس بر این مسجد گذاشتند تا بتوانند تداوم جهاد را در مرکزیت نیروهای مسلح ضمانت کند. اما نکته مهمتر، این حدیث پیامبر اسلام (ص) است که فرمودند :« هر کجا خون شهید بر زمین بچکد آنجا مسجد خواهد شد.»

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 19:30  توسط محمد حسین شیخ الاسلامی  | 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 13:22  توسط احسان محمدی  | 

دکتر شریعتی :«کلاس پنجم که بودم پسر درشت
هیکلی در ته کلاس ما می نشست
که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ،آن
هم به سه دلیل ؛اول آنکه
کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم - که
از همه تهوع آور بود- اینکه
در آن سن و سال، زن داشت!...

چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان
می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل
ته کلاس را دیدم در حالیکه زن داشتم ،سیگار می
کشیدم و کچل شده بودم و
تازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم از آن دسته
چیزهای بد دیگران ابراز انزجار
می کند که در خودش وجود دارد‎».

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 13:9  توسط مجتبی صدیقیان  | 

طهماسب مظاهری، رییس کل بانک مرکزی ایران، این هفته در حاشیه همایش بانکداری اسلامی و در جمع خبرنگاران از در دست بررسی بودن حذف سه صفر از واحد پول ملی خبر داد و گفت به این اقدام به عنوان راهی برای مبارزه با تورم نگریسته می شود.

حذف سه صفر از پول رایج کشور به این معنا خواهد بود که هر قطعه اسکناس ۱۰۰۰۰ هزار ریالی تبدیل به ۱۰ ریال خواهد شد.

پیش تر نیز در محافل اقتصادی کشور از وجود چنین طرحی در نهادهای تصمیم گیر پرده برداشته شده بود، ولی این اولین بار است که رییس کل بانک مرکزی به طور رسمی این خبر را تایید می کند.

هر چند حذف سه صفر از واحد پول ملی، در شرایطی که پول ایران ارزش خود را بیش از پیش از دست داده است، می تواند مفید واقع شود اما این که چنین اقدامی بتواند راهکاری برای مقابله با موج فزاینده تورم باشد درست به نظر نمی رسد. در خوشبینانه ترین حالت حذف سه صفر از ریال می تواند به کاهش حجم اسکناس، سهولت در مبادلات، آسان تر شدن حمل و نقل پول و صرفه جویی در زمان بیانجامد.

واقعیت این است که نرخ تورم در ایران، در حال حاضر و به اذعان آمارهای رسمی، نزدیک به ۳۰ درصد است و نه تنها چشم اندازی برای توقف این نرخ وجود ندارد، که به نظر می رسد موج های بلند تورمی همچنان در راه است. حذف سه صفر از واحد پول ملی تنها می تواند تاثیر روانی، ولو اندک، بر تورم داشته باشد و تنها در صورتی می تواند مطلوب واقع شود که ابتدا بسترهای افزایش تورم خشکانده شود. درغیر این صورت پس از مدتی پول جدید نیز ارزش خود را از دست می دهد.

حذف صفرهای پول ملی، اقدامی تجربه شده در عرصه بین المللی است، و دقیقا توجه به همین تجارب در کشوری مانند ترکیه نشان می دهد حذف صفرها در شرایطی مفید واقع می شود که پایه ای ترین مکانیسم اقتصاد، یعنی عرضه و تقاضا، به کنترل رسیده باشد. در مقابل، کشوری مانند برزیل به دلیل نادیده گرفتن مقدمات لازم حتی پس از شش بار اقدام پیاپی به حذف سه صفر از پول ملی خود نتوانسته است نتیجه مورد نظر را کسب کند. 


در سه سال گذشته و با افزایش بهای نفت در بازارهای جهانی، دولت محمود احمدی نژاد به منابع مالی سرشاری دست یافت که رقم آن حدود ۲۰۰ میلیارد دلار برآورد می شود. اما دولت او با نادیده گرفتن توصیه اقتصاددانان از اختصاص این دارایی ها برای ایجاد سرمایه گذاری زیربنایی و یا ارجاع به صندوق ذخیره ارزی خودداری کرد، و دلارهای نفتی صرف هزینه های جاری و واردات بی رویه کالا شد.

این رویکرد، افزایش حجم عظیمی از نقدینگی را به دنبال داشت که به نوبه خود آثار تورمی انکارناپذیری را به همراه آورد. متاسفانه این رویه کماکان ادامه دارد و در حالی که قیمت کالاهای اساسی، از مواد غذایی گرفته تا مسکن، به شدت افزایش یافته است باز هم تصمیم هایی به اجرا گذاشته می شود که در نهایت تورم زاست.

انتشار چک پول هایی با ارقام درشت تر از اسکناس های موجود که به پشت نویسی نیاز ندارد و نیز اجرای شتابزده طرح تحول اقتصادی، که هسته اصلی آن پرداخت نقدی یارانه به خانواده هاست، از هم اکنون با هشدار کارشناسان همراه است و گفته می شود این اقدامات در سال آینده خورشیدی تورم لجام گسیخته ای را در پی دارد که در خوشبینانه ترین حالت ۵۰ در صد خواهد بود. در حال حاضر ایران پس از زیمبابوه در آفریقا و برمه در آسیا، حائز بیشترین نرخ تورم در میان کشورهای جهان است.

به این ترتیب در شرایطی که چشم اندازی برای مهار تورم لجام گسیخته دیده نمی شود، حذف سه صفر از واحد پول ملی چگونه می تواند به عنوان اقدامی ضد تورمی تفسیر شود؟

رییس کل بانک مرکزی این را هم گفته است که حذف سه صفر از واحد پول ملی، یکی از چهار روشی است که کارشناسان بانک مرکزی آن را به عنوان مقابله با تورم مد نظر دارند.

به گفته طهماسب مظاهری، سه راه حل دیگر شامل حذف چهار صفر از واحد پول ملی، حفظ وضع موجود با چاپ اسکناس درشت تر، و ارجاع به قانون پولی بانکی در مورد ارزش برابری ریال و طلاست.

مهار و کاهش تورم، مساله ای ناشناخته و پیچیده نیست و در این دهکده جهانی شده به سادگی می توان دریافت چگونه کشورهای پیشرفته و ملل در حال توسعه با مساله تورم روبرو می شوند و برای آن چاره جویی می کنند.

به عنوان نمونه، در شرایط تورمی، اقتصادهای سالم جهانی نرخ بهره بانکی را افزایش می دهند تا با تشویق مردم به سپرده گذاری بیشتر در بانک ها از حجم نقدینگی کاسته شود. حال آن که در ایران، محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری اسلامی بار دیگر بر خلاف توصیه همه کارشناسان و حتی مقامات بانک مرکزی، فرمان به اجرای کاهش نرخ بهره بانکی داده است.

به نظر می رسد کلاف سردرگم اقتصاد ایران که تورم بخشی از آن است تنها در صورتی باز می شود که قواعد علم اقتصاد، که نتیجه ده ها سال اندیشه ورزی نخبگان است، محترم شمرده شود.

ضمن آن که در این مسیر باید به طور قطع مناسبات سیاسی ایران با دنیای خارج بهبود یابد، که آن خود بحثی کهنه، مهم و جداگانه است.


+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 12:32  توسط سید محمد مهدی خوانساری  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 11:59  توسط حصین علی مازندرانی  | 

در تاريكي چراغمان  يك گوشي ست

اين گوشي بهتر از چراغ موشي ست

گفتيم :چطور شد كه بي برق شديم؟

گفتند: جواب  ابلهان  خاموشي  ست

                                                                         خلیل جوادی

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 10:40  توسط حصین علی مازندرانی  | 

مطلبی را چند روز پیش در وبلاگ مشق سکوت متعلق به خانم م - ت دیدم که در نوع خودش کم نظیر است. نمی دانم بر چه اساس با قلمی تند و تیز مثل موجی سهمگین حسابی به در و دیوار کوبیده . 

از آنجا که مطلب مورد نظر در این پست در مورد آقایان محترم نوشته شده، موجب ایجاد انواع و اقسام اختلافات اعم از داخلی و خارجی شده است. تصمیم گرفتیم که بگردیم ببینیم حرف بقیه در این مورد چیه. یاد مطلبی از اسپارس افتادم که قبلا در چنین بحث مشابه ای آن را در وبلاگ شخصی اش نگاشته بود که با اندک مختصری دخل و تصرف در ذیل آورده می شود.حالا خودتان بخوانید و نظر بدهید:


مطمئنم این مطلب به مذاق خیلی ها خوش نمیاد اما این جملاتی رو که می بینید نتیجه کمتر از یکساعت گشتن در کتاب کشکول شیخ بهاییه. البته احتمالا سقراط و دیوژن دچار نوستالژي دوران دبيرستان شده بودند كه با رفقاي همجنس جمع مي شده و دخترها را مسخره مي كردند.

دیوژن حکیم دید که زنی را سیل می برد و او به یاران خویشتن گفت: اینجاست که ضرب المثلی صدق می کند که می گوید: بگذار شری را شر دیگری بشوید.
و نیز دید که زنی آتش حمل می کند و گفت: حاملی بدتر از محمول.

روزی دیگر دیوژن زنی را دید که آرایش کرده، از خانه بیرون می آمد. و گفت آمده است تا دیگران ببینندش، نه او دیگران را ببیند.
و نیز دختری را دید که نوشتن می آموخت و گفت: این زهری است که زهر می نوشاند.
سقراط را پرسیدند: کدام درنده نیکوتر است؟ گفت: زن.
دانشمندی بر در خانه اش نوشت : شر درون نیاید! حکیمی او را گفت: پس، همسرت از کجا وارد می شود؟

حکیمی گفت:زن سراپا شر است و شر تر از وی، آن که شخص، از او ناگزیر است.

حکیمی در وصف جنگ گفته است: جنگ در آغاز دختر جوانی است که خویش را در نظر هر نادانی می آراید. و آنگاه که برافروخت و شعله اش سر کشید، همچون پیرزن بیوه ای است. پیر دو مویی که سر و روی خود را می آراید و شایسته بوییدن و بوسیدن نیست.

یکی از نیکوکاران را گفتند: تا کی بی همسر خواهی ماند؟ گفت: رنج بی همسری آسان تر از تحمل سختی در تامین مخارج همسر است.

زمخشری در مورد این آیه که می فرماید «مکر شما زنان عظیم و بزرگ است» سوره 12 آیه 28 ، می گوید مکر زنان را بزرگ می شمارد - هر چند که مردان نیز مکر می ورزند- اما نیرنگ زنان لطیف ترینست و حیله شان نافذ ترین و مکر خویش را با نرمی همراه کنند.
سپس گوید زنان کوتاه قد از دیگرانشان زیرک ترند.

دانشمندی گفت: از زنان بیشتر می ترسم تا از شیطان. زیرا که پروردگار می فرماید: «مکر شما زنان عظیم و بزرگ است» اما «همانا مکر شیطان ضعیف است»

حالا شما خودتان انصاف بدهید.

 
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 13:55  توسط علی غروی  | 

آيا مايكل فلپس مبتلا به سندرم دان است ؟

همانطور که نوشتم فیزیک بدنی مایکل فلپس کاملا برای ورزش شنا مناسب است، اما ویژگی‌های همین فیزیک مناسب باعث شده است که برخی شک کنند که فلپس مبتلا به یک اختلال نادر ژنتیکی به نام سندرم مارفان است و به طرز متناقضی با استفاده از ویژگی‌هایی بدنی ناشی از همین سندرم، بر ورزشکاران دیگر برتری می‌یابد.

سندرم مارفان یک اختلال ژنتیکی بسیار نادر است که بافت همبند را تحت تأثیر قرار می‌دهد. سندرم مارفان ناشی از موتاسیون ژن FBN1 روی کروموزوم ۱۵ است، این ژن گلیکوپروتئینی به نام «فیبریلین ۱» را کد می‌کند که جزئی از ماتریکس خارج سلولی محسوب می‌شود.

خصوصیات ظاهری فلپس که منطبق با اختلال ژنتیکی سندرم مارفان هستند، شامل این موارد هستند:

Tinypic

- فاصله بین انگشتان دو دست فلپس در حالت گشاده بیشتر از طول قامت اوست. (۲۰۰ سانتیمتر در برابر ۱۹۰ سانتیمتر)
- انگشتان دست و پای باریک و بلند
- اندام‌های فوقانی بلند (دست‌های بلندتر از پاها)
- جناغ سینه برآمده pectus carinatum
- مفاصل با انعطاف‌پذیری بالا
- صورت باریک و کشیده
- چانه کوچک
- نامنظم بودن دندان‌ها

نخستین بار سندرم مارفان در سال ۱۸۹۶، توسط یک پزشک فرانسوی به نام آنتونی مارفان، توصیف شد. این بیماری علاوه بر سیستم اسکلتی بر قلب و عروق و چشم‌ها هم اثر می‌گذارد.

مارفان، یک اختلال اتوزوم غالب است،‌ اگر شخصی مبتلا به مارفان باشد، فرزندش به احتمال ۵۰ درصد به این اختلال مبتلا می‌شود. البته از هر ۴ نفری که مارفان دارد، یکی والدین بیمار ندارد و بیماری وی ناشی از یک جهش ژنی است.

جدی‌تری عارضه قلبی عروقی مارفان، اتساع ریشه آئورت است. این اتساع ناشی از ضعف جدار آئورت است و حتی می‌تواند منجر به پاره شدن آئورت هم بشود.

مارفان می‌تواند روی دریچه میترال (دریچه بین بطن و دهلیز چپ) هم اثر بگذارد و موجب پرولاپس یا پس زده شدن خون از محل این دریچه شود.

مارفان موجب یک سریع اختلال چشمی هم می‌شود که شاخص‌ترین آنها دررفتگی عدسی چشم است.

مارفان مردها و زن‌ها را به صورت یکسان درگیر می‌کند، از هر ۱۰ هزار آمریکایی یکی مبتلا به سندرم مارفان است.

اما برمی‌گردیم به بحث اصلی این پست: آیا فلپس واقعا سندرم مارفان دارد؟!

این روزها سایت‌ها و وبلاگ‌های زیادی این بحث را شروع کرده‌اند. حتی در سایت ویکی‌پدیا در مدخل سندرم مارفان، فلپس به عنوان یکی از اشخاص مشهوری نام برده شده که مبتلا به این سندرم است.

خود مایکل فلپس در کتابش با عنوان Beneath the Surface، در این مورد نوشته است. جستجویی در این کتاب با استفاده از سرویس کتاب گوگل، ما را درست به صفحه‌ای می‌برد که فلپس در این مورد توضیح داده است.

Tinypic

فلپس توضیح داده است که روزی در هنگام تمرینات، دچار تپش قلب شد و به توصیه مربی‌اش به پزشک مراجعه کرد،با توجه به ویژگی‌ها ظاهری فلپس و تپش قلب، از او یک EKG (نوار قلب) گرفته شد که طبیعی بود، از آن زمان به بعد، فلپس سالانه در بیمارستان جان هاپکینز مورد معاینات دوره‌ای قرار می‌گیرد و وضعیت سلامت ریشه آئورتش مورد بررسی قرار می‌گیرد.

البته باید توجه داشت که تنها با اتکا به ویژگی‌ها ظاهری اسکلتی نمی‌توان با قطعیت گفت که شخصی مبتلا به این سندرم است، یک سری معیار تشخیصی برای سندرم مارفان وجود دارد. این معیارهای تشخیصی را می‌توانید در اینجا مطالعه کنید.

با توجه به این معیارها و ضوابط تشخیصی، فلپس معیارهای لازم تشخیصی برای سندرم مارفان را ندارد و نمی‌توان گفت که مبتلا به این سندرم است. البته در عین حال نمی‌توان با قطعیت گفت که فلپس، سندرم مارفان ندارد، چرا که ممکن است در آینده یکی از علایم شاخص بیماری مثل مشکل عدسی چشم یا اتساع ریشه آئورت را بروز دهد یا ممکن است در تست ژنتیکی، ژن FBN1 جهش‌یافته در او پیدا شود.

می‌توان گفت که با توجه به همین استدلال است که فلپس معاینه دوره‌ای می‌شود و وضعیت ریشه آئورتش مورد بررسی قرار می‌گیرد.

دوپینگ ژنتیکی: از سال ۲۰۰۱ کمسیون پزشکی کمیته بین‌الملی المپیک، متوجه امکان استفاده از علم ژنتیک به منظور دوپینگ شد و قوانینی از این لحاظ وضع کرد. آژانس ضد دوپینگ جهانی، دوپینگ ژنتیکی را اینگونه معرفی می‌کند: هر گونه استفاده غیردرمانی از سلول‌ها، ژن‌ها یا اجزای ژنتیکی یا روش‌های تغییر تظاهر ژن به منظور بهبود عملکرد ورزشکاران.

آیا در آینده شاهد استفاده از روش‌های ژنتیکی برای تربیت «ابر انسان‌ها» خواهیم بود؟!

اما مورد مایکل فلپس، فارغ از جنجال رسانه‌ای حول و حوش آن، یک درس جالب دیگر هم دارد: اهمیت معاینات پزشکی حتی در مورد ورزشکارانی که آنها را سالم و بدون نقص می‌پنداریم. چه کسی تصور می‌کرد که معاینات دوره‌ای حتی در مورد برترین ورزشکار تاریخ المپیک هم این اندازه مهم و حیاتی باشد؟!


منبع: وبلاگ 1 پزشك 1pezeshk weblog
+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 17:34  توسط محمد حسین شیخ الاسلامی  |