این بار هم درباره ی واقعه ی غدیر روایتی آورده خواهد شد.سلام
ادامه مطلب
جمع صمیمی فارغ التحصیلان دوره هفتم
این بار هم درباره ی واقعه ی غدیر روایتی آورده خواهد شد.سلام
در کتب معتبر اهل سنت احادیث مبتنی بر وجود تعداد اوصیا رسول خاتم و روایاتی که امامت عموم اهل بیت را اثبات می کند و نیز در بعضی از آنها نام آنها را می آورد که در این مطلب به قسمتی از آ نها اشاره می کنیمسلام
ایده آلیسم و رئالیسم جدید چیزی است که در حقیقت در اومانیسم به وحدت رسیده اند.
باید توجّه داشت که در پراگماتیسم آن چیزی که به عنوان سود و مصلحت مطرح می شود تفاوت ظریفی با اوتیلیتاریسم و یا همان یو تیلیتاریانسیم دارد .
حقیقت مدرنیسم چیست؟
وقتی که می خوایم کمی دربارة مکاتب غرب و شرق مطالعه ی کنیم از این جمله ها بسیار به چشم می خوره .
امّا خودمونیم ، حقیقتاً این ایسم ها چی هستند که امروز توی این بازی لغات هر کس یک ایسم رو می کند و یا برای اینکه بگه ما خیلی بلدیم و روشنفکر هستیم نُقل زبان و دهانشان همین ایسم هاست و وقتی که ازشون بخوای یک توضیح بدهند و بپرسی که این حرفی که زدید یعنی چه؟ نگاه عاقل اندرسفیهی بِهت می کند که انگار این چیزها را از تو دبستان به بچّه ها یاد می دهند و تو که بلد نیستی یک آدم پرت از معرکه ای .
و یا اگر لطف کنند و جوابی بدهد تو جوابشونم چهارتا ایسم داره که بیشتر آدم را گیج می کند و به قول اهلش به جای سِیر تو معلومات باید سِیر تو مجهولات کنیم .
البتّه این خصوصیات برای تمام آدم هایی که توی این زمینه ها فعاّلیّت می کنند نیست ولی برای یک عدّه ای از این جمع هست که توی الفاظ گیر کرده اند و فکرمی کنند روشنفکری به این است که فریم عینک آدم دور نداشته باشه!! بگذریم چی می خواستیم بگیم چی شد؟!
امّا در حقیقت ما ایسم رو جایی به کار می بریم که « اعتقاد به اصالت داشتن » یا « اعتقاد به اصل بودن » چیزی یا کسی یا طریقی را برسونیم .
حالا اینجا این سوال بوجود می آید که اصالت یا اصل بودن یعنی چه ؟ در جواب می گیم اصالت یا اصل بودن در اینجا مثل اصل های فیزیکی و ریاضی است . یعنی مبنایی که کلیه ی قضایا و احکام بر آن مبتنی است و به وسیله ی آن اثبات می شود ولی خود آن مبنا یا اصل درباره ش استدلال نمی کنیم مثل اصول اقلیدس در هندسه .
پس وقتی می گیم مارکسیم یعنی اعتقاد به اصالت طریقه ی مارکس ویا وقتی می گیم مدرنیسم یعنی اصالت دادن به هر چیز جدید و نو مثلاً برتری دادن به هر چیز که مُد روز است .
امیدوارم آخرش فهمیده باشید که ایسم ها رو کجا بکار می برند و چه معنی داره .
بَد ندیدم که در آخر توضیحی درباره ی «ایده آلیسم» که در سایت رشد آمده است را بزارم امیدوارم که مفید واقع شود :
به طوری که ملاحظه شد قدمت ریشۀ تاریخی این اصطلاح و مثل سائر از هفتاد سال نمی گذرد،
زیرا عروسی مزبور در سال ۱۳۱۷ شمسی برگذار گردید و مدتها موضوع اصلی شوخیهای محافل و مجالس بود
و در عصر حاضر نیز در موارد لازم و مقتضی بازار رایجی دارد. آری، ماستمالی کردن یعنی قضیه را به صورت ظاهر خاتمه دادن،
از آن موقع ورد زبان گردید و در موارد لازم و بالمناسبه مورد استفاده و استناد قرار می گیرد
استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.
آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟
شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"
استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"
شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"
استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"
شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.
شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"
استاد پاسخ داد: "البته"
شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "
شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.
مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"
شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."
در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"
زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."
و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.
برج ميلاد، از آغاز تاکنون


اگـــه یـه روز رفتی یه جــــای دنیـــــا
واسه خودت ماشین خریدی اونجــــا
یه چی بخر شبیه پیکـــــان بــــــاشه
صندلیاش مدل جـــــوانـــــان بــــاشه
وقتی کـــه پشت فرمونش نشستی
خواستی بفهمن که کجایی هستی
اوّل کـــــــــار واســــــــــه جلو پنجــره
یـــــه نعل اسب عــالی یــــــادت نره
یـــه وخ خیـــال نکن حــاجیت جواده
اون ورِ دنیـــــــا بد نظـــر زیـــــــــــاده
تسبـیـــحتــو بـــپـیــــچ دور شصـتـت
مبــــایلـــتم در آر بگیــــر تـــو دستت
...............ادامه داره...................
متن کامل شعر در ادامه مطلب
جوابيه سايپا
در شماره پيشن روزانه در همين قسمت سخن مبين، مطلبي در مورد نام مخفف «سايپا» درج شده بود که در اين زمينه، ديروز جوابيه اي به دستم رسيد که عينا در زير قرار مي دهم.
با سلام و خسته نباشيد
خدمت مدير محترم گروه اينترنتي مبين
در خصوص مطلب انتشار يافته در مجله الكترونيكي روزانه شماره 1014
مورخ سه شنبه 9 مهر ماه 1387
درمورد مخفف نام سايپا ، به استحضار مي رسانم:
به موجب پروانه تاسيس صادره از سوي وزرات اقتصاد در سال 1344 با تاسيس كارخانه ساخت و بهره برداري اتومبيل سواري به ظرفيت سالانه 4500 دستگاه و پس از اجراي كامل ضوابط ساخت و توليد در حد نيازمنديهاي بازار موافقت گرديد . همچنين مبتني بر اساسنامه اوليه ، شركت داراي تابعيت ايراني و با موضوع توليد اتومبيل هاي سيتروئن و و لوازم قطعات يدكي آنها در ايران ، طبق اجازه و امتيازي از طرف شركت سهامي آندره سيتروئن فرانسه به شركت واگذار شد .
در نهايت با صدور پروانه تاسيس و تعيين اعضاي هئيت مديره شركت فعاليت خود را از اواخر سال 1345 به صورت رسمي آغاز نمود . تهيه زمين ، احداث نخستين سالن توليد ، تهيه و تدارك لوازم مورد نياز و تقاضاي ثبت علامت به همراه كلمه
( سايپاك ) كه ماخوذ از عبارت فرانسوي نام شركت
"Societe Annonyme Inrannienne de Production Automobile Citroen " بوده و همچنين تقاضاي ثبت كلمه ژيان براي انواع اتومبيل هاي سواري ( هر چند كه بعدها كلمه ژيان به يك نوع از محصولات شركت اطلاق گرديد ) و ... از جمله اقداماتي بود كه تا سال 1347 يعني زمان بهره برداري از شركت صورت گرفت . اولين توليدات شركت كه با روش كاملاً دستي و بدون به كارگيري تجهيزات مدرن در نيمه دو.م سال 1347 توليد و روانه بازار گرديد كه شامل اتوميبل وانت ژيان با نام (( آكا )) و خودروي سواري ژيان بود . توليد آكا تا سال 1350 ادامه داشت و در مجموع 1035 دستگاه در طول 3 سال توليد و روانه بازار شد . اما توليد ژيان تا ساليان متمادي ادامه داشت و هرساله با افزايش توليد مواجه شد .
هم اكنون اين شركت با بيش از 80 شركت تابعه و وابسته به صورت مستقيم و غير مستقيم و با در اختيار داشتن 50 % از سهم بازار خودروي ايران ، يكي از قطب هاي بزرگ صنعتي كشور است و به لحاظ قابليت خودرو سازي ، به گروه خودرو سازي بزرگ با امكان توليد انواع مختلف خودروهاي سبك و سنگين تبديل شده است .
خواهشمند است در خصوص درج اين مطلب در مجله اينترنتي روزانه و رفع سوء تفاهم و يك تشابه اتفاقي اقدام لازم را مبذول فرماييد.
پيشاپيش از حسن نظر و توجه جنابعالي كمال تشكر را دارم.
از كارشناسان شركت سايپا
بعد اندی وقت گفتم حالا که دوستان میان سر می زنن و پستی نمیفرستن ما یه چیزی بذاریم که این مطلب به دستم رسید و گذاشتم .امیدوارم جالب و آموزنده باشه.
پروفسور در کلاس فلسفه خود ایستاد و چند شیء رو روی میز گذاشت.
وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ سس رو برداشت و شروع کرد به پر کردن آن با چند توپ گلف سپس از شاگردان خود پرسید که آیا این ظرف پر است؟ همه موافقت کردند.
سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت و اونها رو تویه شیشه ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد. سنگریزه ها در بین توپهای گلف قرار گرفتند؛ و سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ باز همگی موافقت کردند.
بعد دوباره پروفسور ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند. او یکبار دیگر از پرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: "بله". بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد و گفت :"در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!" همه دانشجویان خندیدند.
در حالی که صدای خنده فرو می نشست، پروفسور گفت: " حالا من می خوام که متوجه این مطلب بشین که این شیشه نمایی از زندگی شماست، توپهای گلف مهمترین چیزها در زندگی شما هستند – خدایتان، خانواده تان، فرزندانتان، سلامتیتان، دوستانتان و مهمترین علایقتان- چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی اینها بمانند، باز زندگیتان پای برجا خواهد بود. سنگریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل کارتان، خانه تان و ماشینتان. ماسه ها هم سایر چیزها هستند- مسایل خیلی ساده."
پروفسور ادامه داد: "اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید، دیگر جایی برای سنگریزه ها و توپهای گلف باقی نمی مونه، درست عین زندگیتان. اگر شما همه زمان و انرژیتان رو روی چیزهای ساده و پیش پاافتاده صرف کنین، دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه. به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت داره توجه زیادی کنین ، با دوستان و اطرافیانتان به بیرون بروید و با اونها خوش بگذرونین. همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابیها هست. همیشه در دسترس باشین. اول مواظب توپهای گلف باشین، چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند، موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین. بقیه چیزها همون ماسه ها هستند."
یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟ پروفسور لبخند زد و گفت: " خوشحالم که پرسیدی. این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در اون جایی برای صرف دو فنجان قهوه با یک دوست هست.