یک بار دیگر به مطلب قبل نگاهی بیندازید. خواندن این مطلب برای امثال من که کارمان و علاقه مان تحقیق در شرایط فرهنگی ایران و کشورهای دیگر جهان (و از جمله انگلستان) است ، عادی است. برای عده ی زیادی هم جالب و خنده دار و خواندنی است. عده ای هم کف می کنند که «خوش به حال شان! چه حالی می کنند ناکس ها. به این می گویند آزادی (؟!)». اما آنچه به طور پنهان اتفاق می افتد و تقریباً هیچ کس از وقوع ش مطلع نمی شود (البته غربی ها به خوبی تاثیر و اهمیت ش را فهمیده اند و سال ها است که از همین شیوه در تهاجمات و شبیخون های فرهنگی شان علیه کشورهای شرقی استفاده می کنند) شکست حریم ها و خط قرمز ها است. ساده تر بگویم ، آن چه خطری است شکستن قبح قضیه و عادی سازی اش است که اگر خوب دقت کنیم به راحتی هرچه تمام تر در ذهن هر مخاطبی اتفاق می افتد. و ما مسلمانان ، تنها به دلیل ناآگاهی مان ، به ابزاری بدل می شویم در دست دشمن ، علیه خودمان. هرحرفی را نباید زد ، ولو راست باشد. خصوصاً در فضایی چون این فضای مجازی (اینترنت) که هربنی بشری ممکن است بخواند ش.
اما این بار هم قسمت اعظمش رو توی ادامه ی مطلب می ذارم هر کس تونست استفاده کنه
امید وارم این مطالب برای عاشقان ولایت و اهل بیت رسول الله مفید باشه.
ح-در روایت دیگری ابن مسعود گوید:رسول خدا فرمود:
((خلفای بعد از من به تعداد اصحاب موسی هستند))
ابن کثیرگوید:همانند این از عبدالله بن عمر و حذیفه و ابن عباس نیزروایت شده است
روایات گذشته صریحا می گوید((عدد والین دوازده نفر و هگی از قریش اند)).وامام علی-علیه السلام-در سخن خود مقصود از قریش را در این روایت بیان کرده ومی فرماید:
((همه امامان ازقریش اندودر این تیره ازهاشم(اهل البیت)جایگزین شده اند(ولایت)برای غیرآنان روانیست ووالیان جز ایشان شایسته(ولایت)نباشند)). (نهج البلاغه خطبه۱۴۲)
و نیزفرمود:
((خداوندا آری زمین هرگز از قیام کننده به حق برای خدا خالی نخواهد شد(این امام قائم)یاپیروز است ونمایان ویا خائف است و پنهان تا حجت های خدا و نشانه های روشن الهی نابود نگردد)).
ادامه مطلب
سوال اینه که اگر
1 = 5
2 = 25
3 = 125
4 = 625
اونوقت
5 = ؟
جواب تویه ادامه مطلبه ، حتما نظر هم بدین.
ادامه مطلب
![]()
![]()
***در دنیا موفقيت مدير را بر اساس پيشرفت مادي و اقتصادي مجموعه تحت مديريتش ميسنجند، در ايران موفقيت يک مدير را نميسنجند، خود مدير بودن نشانهاي از موفقيت محسوب
ميشود.
![]()
![]()
*** در دنیا مديران و روسا بعضي وقتها استعفا ميدهند، در ايران عشق به خدمت
مانع از اين امر ميشود.
![]()
![]()
*** در دنیا افراد از مشاغل پايين شروع ميکنند و به تدريج ممکن است ارتقا پيدا کنند، در ايران برخي افراد مادرزادي مدير و رئيس اند و اولين شغلشان (در بيست و چند سالگي) مديريت و رياست است.
![]()
![]()
*** در دنیا براي يک مقام دنبال فرد مناسب ميگردند، در ايران براي يک فرد، دنبال مقام مناسب ميگردند، و حتا در صورت لزوم يک مقام تازه ساخته ميشود.
![]()
![]()
*** دردنیا کسي که کارمند ساده است، سه سال بعد ممکن است مدير شود. در ايران
کسي که کارمند ساده است، سه سال بعد هنوز کارمند ساده است، ولي در اين مدت سه بار رئيساش عوض شده.
![]()
![]()
***در دنیا اگر کسي از کاربرکنار بشود، عذرخواهي ميکند و حتا ممکن است محاکمه شود. در ايران بعد از برکناري، طي مراسم باشکوهي از فرد تقدير شده و وي را به مديريت جاي ديگري ميگمارند.
![]()
![]()
*** در انگلستان مديران يک اداره کارشان را به صورت گروهي انجام ميدهند، اما مستقل از هم استخدام شده يا برکنار ميشوند. اما در ايران افراد به صورت گروهي از يک اداره به اداره ديگر جا به
جا ميشوند، ولي در حين کار هيچ نوع هماهنگي ندارند.
![]()
![]()
***در انگلستان معمولا زمان پايان کار يک رئيس و شروع کار نفر بعدي از ماهها قبل مشخص است. در ايران، يک رئيس ممکن است خبر برکنارياش را همان روز بشنود!
![]()
![]()
***در انگلستان، همه ميدانند درآمد قانوني (مثلا) يک رئيس دانشگاه یا استاد یا مدیر زیاد است و مشخص، ولي در ايران مديران و روسا انسانهاي سادهزيستي هستند که درآمدشان به
کسي ربطي ندارد.(گاهی اوقات دعوی بدون حقوق کار کردن نیز دارند...!!!)
![]()
![]()
*** دردنیا سابقه کار کافي براي
تصدي يک مقام لازم است، در ايران
مورد اعتماد
بودن کفايت ميکند
