تبليغاتX
بچه های دوره هفتم

بچه های دوره هفتم

جمع صمیمی فارغ التحصیلان دوره هفتم

گاو ما ما می کرد.
گوسفند بع بع می کرد .
سگ واق واق می کرد.
و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی؟
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود.حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند.او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد .کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد.پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد.پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود.او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند.پتروس در حال چت کردن غرق شد.
برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود .ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت .ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد .ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد .کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل همیشه سوت و کور بود .الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ی مهمان ندارد.او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند.
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد.
او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیکر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 0:39  توسط حامد اصفهانیان  | 

نابرده رنج گنج ميسر نمي شود                                         مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد

اينم از خدمت صادقانه ما به نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران

سخت بود اما خدا هوامونو داشت

خاطرات سربازيمون در آينده اي نزديك منتشر خواهد شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 19:2  توسط محمد حسین شیخ الاسلامی  | 

فرهنگ لغات دولت نهم

به نقل از وبلاگ ابراهیم نبوی  ‏


البته به نظر می رسد واژه ها معنا دارند، ولی این فقط یک شوخی است. واژه ها در هر زمان ‏و هر مکانی معنای متفاوتی دارند. سه روز قبل قسمت اول فرهنگ لغات دولت نهم منتشر شد. ‏امروز بخش دیگری از این فرهنگ واژگان را می خوانید. ‏


بانک: یکی از دشمنان اسلام و عوامل مزدور استکبار که نابودی کامل آن بیش از چهار سال ‏طول می کشد. ‏

برف: یک چیز سفید که وقتی از آسمان می آید برق و آب و گاز کشور قطع می شود و برای ‏جلوگیری از آمدن آن هیچ دعای خاصی وجود ندارد.‏

صلح آمیز: چیزی است شبیه شرافت سیاسی، نوعی دروغ که همه از گفتن آن لذت می برند، ‏ولی می دانند دروغ است.‏
‏ ‏
قله هسته ای: مکانی به ارتفاع پنج هزار متر که در عرض سه روز تا ارتفاع دو قدمی آن قله ‏بالا می رویم و به مدت سه سال در همان دوقدمی درجا می زنیم.‏

خبر خوش: نوعی روانگردان برای فراموش کردن مشکلاتی که در ماه گذشته اتفاق افتاده ‏است. در اثر مصرف زیاد اثر واقعی خود را از دست داده و عوارض جانبی ایجاد می کند.‏

ابرقدرت: ما. خودمان................... نوعی جهان سوم که برای افزایش اعتماد به نفس به خودش دروغ می ‏گوید.‏

مانتو: یک لباس زنانه که همزمان با افزایش بحران سیاسی در کشور دراز و در اثر کاهش ‏بحران کوتاه می شود. و یک نمودار برای سنجش میزان آرامش در جامعه.‏

پروژه: واحد شمارش دروغ های اقتصادی دولت.‏

طرح های اقتصادی زودبازده: یک راه سریع برای از دست دادن پول و به دست آوردن ‏نمودار و آمار. نوعی طرح که با افزایش تعداد آن می فهمیم که در دراز مدت کارمان خراب ‏است. روشی که در آن مقداری پول به تعدادی آدم مورد اعتماد می دهیم که بعدا آمار کارهایی ‏که نمی خواهند بکنند، را به ما اعلام کنند.‏

قیمت: نوعی نردبان که دائما از آن بالا می رویم و هر چه بالاتر برویم از ارتفاع بیشتری ‏سقوط می کنیم. این نردبان یکطرفه است.‏

پول: چیزی که دولت دارد، ولی نمی داند با آن چکار کند و ملت می دانند با آن چکار کنند، ‏ولی ندارند. ‏

دشمن: کلیه کسانی که از ما اطلاعات دقیق و کافی دارند.‏

بودجه: یک وسیله برای کنترل رفتارهای دولتی که هیچ علاقه ای به کنترل رفتارهایش ندارد. ‏

اقتصاد: یک چیز مربوط به الاغ که غیرقابل کنترل است و در وضعیت راست افراطی می ‏تواند خانواده ملت را آبستن حوادث کند. ‏

رسانه: وسیله ای برای جلوگیری از خبررسانی.‏

ملی مذهبی: یک گروه سیاسی که همان اعتقادات و علائق دولت را دارد، منتهی دلیلی برای ‏دروغ گفتن ندارد. ‏

هزار فامیل: الیگارشی. خانواده سالاری. نوعی سیستم حکومتی که بوسیله خانواده آنها اداره ‏می شود، در حالی که خانواده ما خیلی بهتر از آنها هستند.‏

میثاق: عهدنامه ای که رئیس جمهور با وزرایش می بندد، بعدا هر کدام کار خودشان را می ‏کنند. ‏

دبیر دولت: مسوول نظم دادن به دولتی که قصد دارد هر نظمی را از بین ببرد.‏

انتخابات: روش انتخاب نمایندگان مردم توسط شورای نگهبان.‏

میراث فرهنگی: مجموعه ای از آثار باقی مانده از گذشته ای که به وجود آن آثار افتخار می ‏کنیم ولی از سازندگانش متنفریم.‏

دکتر حسین فاطمی: کسی که دوستان ما ترورش کردند و دوستانش را ما زندانی می کنیم. ‏

گوجه فرنگی: یک علامت قرمز خطر برای اقتصاد که مثل سایر خطرات با آن شوخی می ‏کنیم.‏

بولیوی: یکی از معشوقه هایی که گول ما را خورد و به انتظار ما نشست.‏

دولت چپ: تصویر بیرونی راست افراطی
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 23:58  توسط سید محمد مهدی خوانساری  | 

بسم ا... الرحمن الرحیم

دوستان عزیز و اعضا دوره هفتم

سلام علیکم

با توجه به تأسیس صندوق قرض الحسنه که گامی بزرگ در جمع ما می باشد لازم به تذکر است که بیش از سه ماه در شورا طی جلسات متعدد و بررسی مدل ها و روش های گوناگون و زحمات قابل تقدیر دوستان مدل حاضر تکمیل گردید و برای صندوق انتخاب شد قطعاً این مدل دارای نقاط قوت و نقاط ضعفی است اما در آینده ای نزدیک انشاءا... نقاط ضعف برطرف و نظرات اعضا در آن بررسی و اعمال خواهد شد. اعداد و ارقام ذکر شده کاملاً شناور بوده و در دوره های آینده با توجه به تقاضا اعضا افزایش خواهد یافت.

حال از تمامی دوستان درخواست می نمایم تا با عضویت خود در این صندوق که انشاءا... آینده ای روشن را در پیش خواهد داشت خود را در این امر خیر سهیم کنید.

والسلام علیکم       

محمدحسین شیخ الاسلامی

     ۰۰۰۰۰۰۱۳۸۷/۱۲/۱۲

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 13:19  توسط محمد حسین شیخ الاسلامی  | 

يه پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد
يه پسرخوب کمتربا اين جمله مواجه ميشود''مشتري گرامي دسترسي شمابه اين سايت مقدورنمي باشد''
يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره
يه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نميکنه بزنه تو اتاقش
یه پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون
يه پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته
يه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه
يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده
يه پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:''ساعت چند'' ''کي مياي'' ''کجا'' ''دير نکني يا
يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه
يه پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند
يه پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد
يه پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد
يه پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد
يه پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند
يه پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود
يه پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند
يه پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزود
يه پسر خوب روزي 10بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند
يه پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند
يه پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبرد
يه پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند
يه پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 1000 سالگي خود باشد
يه پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي اصغر به او رامتين و آرش و ... بگويند
يه پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسيه قرمز خال خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو خود را جر نميدهد
يه پسر خوب سر سفره دست به چيزي نمي زند تا همه سيرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غذا خوردن مي نمايد
يه پسر خوب تقاضاي وسايل نا مربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد
يه پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس 110 تماس حاصل مي کند
يه پسر خوب براي احياي حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد
يه پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي هاي نا مربوط از قبيل حراج لفظي عمه و همچين خواهر مادر هستند امتناع ميکند
يه پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به 12 ماه دهانش بوي تلفن نميدهد
يه پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و1 متر به بالا نميپرد
يه پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوي آئينه نايستاده و بزک نميکند
يه پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت 1) ارشاد اسلامي2) وزارت بهداشت3) وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و ... باشد
یه پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا ابروي کل خاندان رابر باد دهد
يه پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند
يه پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين پيليسه دار و يا شرت مامان دوز و رکابي همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد
يه پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني 15 تا 25 سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رساند
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 0:24  توسط محمد حسین شیخ الاسلامی  |