
خبر:
عادل فردوسی پور معروف به عادل نود و باندش که قصد بر اندازی ورزشی را داشتند متلاشی شد!
مدیر شبکه سه فعالیت عادل فردوسی پور در آن شبکه را تکذیب کرد!
یک منبع آگاه:عادل فردوسی پور مدارک محرمانه تیم ملی را در اختیار آمریکا قرار می داد!
عادل فردوسی پور در راه زندان به دلیل سرما خوردگی درگذشت!

ابتدا و انتهای پل جانبازان که تاکنون حدود 3 میلیارد تومان برای آن هزینه شده، به دلیل اشتباه مهندسی، 50 سانتیمتر اختلاف سطح دارد و به هم نمیرسد!
پل جانبازان رشت که قرار بود در سال 1386 به بهرهبرداری برسد هم اکنون در شرایطی به پیشرفت 72 درصدی دست یافته که اشتباهات محاسباتیاش عجیبترین رویداد مهندسی کشور را رقم زده است. اجرای این پل 6/102 متری از چهارم تیر ماه سال 1385 در دو جبهه کاری آغاز شد که بنابر محاسبات میبایست در پایان پروژه به یکدیگر متصل میشدند، اما هم اکنون و با وجود گذشت 2 سال اشتباهات محاسباتی مانع از اتصال طرفین پل به یکدیگر شده است.
هماکنون طرفین ابتدا و انتهای پل در حالی برای اتصال به یکدیگر نزدیک شدهاند که تازه مشخص شده به دلیل اشتباهات مهندسی این اتفاق به دلیل اختلاف سطح طرفین پل هرگز نخواهد افتاد. گفته میشود این اختلاف به نیم متر میرسد که در قوانین مهندسی عدد بسیار بزرگی به شمار میآید.

در این رابطه هیچ مقام مسئولی در شهر رشت حاضر به اظهار نظر نیست و تنها محمود فریدونی شهردار رشت در اظهار نظری غیرمستقیم پیمانکار را مقصر معرفی میکند. او معتقد است: «شرکت طرف قرارداد این پل در گذشته به تعهدات خود عمل نکرد و با اعمال مدیریت جدید سعی ما بر این است که در کوتاهترین زمان این پل به بهرهبرداری برسد.»
فریدونی البته نبود جرثقیل حمل نصب تجهیزات پل جانبازان از محل کارگاه ساخت تجهیزات این پل در حوالی کوچصفهان تا رشت در گذشته را از جمله مشکلات عنوان کرده و میگوید: «البته این مشکل هم اکنون برطرف شده است».
این توضیحات در حالی است که جبار کوچکینژاد، نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی، پل غیرهمسطح جانبازان رشت را لکه ننگی در این شهر دانسته و همزمان رئیس مجمع نمایندگان گیلان میگوید: «ساخت پل غیرهمسطح جانبازان رشت به دلیل غیرکارشناسی بودن هزینه زیادی به گیلان وارد کرده است.»

محمدرضا قاسمی به عنوان مدافع سرسخت این پل که طرفین آن دست کم 50 سانتیمتر اختلاف سطح دارند حتی در پاسخ به نماینده مجلس، نه تنها پل را لکه ننگی برای این شهر نمیداند بلکه از ساخت آن به عنوان سند افتخاری در عملکرد شهرداری رشت نام میبرد که انگیزهای قوی برای ساخت تقاطعهای همسطح و غیرهمسطح دیگر در این شهر به وجود آورده است.
او حتی از منتقدان این پل میخواهد با دست برداشتن از اشکالتراشیها و انتقادهای غیرمنصفانه کمبود نقدینگی و عدم بهرهمندی این شهر از بودجههای ملی را برطرف کنند.
وی ادامه میدهد: «موانع موجود بر سر راه پروژههای عمرانی شهر باران با اشکالتراشی و انتقادهای غیرمنصفانه برطرف نخواهد شد، بلکه کمبود نقدینگی و عدم بهرهمندی از بودجههای ملی بزرگترین مشکل در مسیر سازندگی رشت است.»
تا به امروز برای این پل 2 میلیارد و 700 میلیون تومان هزینه شده است اما با اتفاق پیش آمده برآورد میشود دست کم یک میلیارد تومان به برآورد اولیه اضافه شود. کارشناسان امر معتقدند در صورت صرف این هزینه پل جانبازان رشت گرانترین پل روگذر در تاریخ مهندسی کشور خواهد بود.
منبع
www.khabaronline.ir
|
آقای دکتر محمد جواد شریعت که با جمعی از دانشجویان با مرحوم حاج آقا رحیم ارباب اصفهانی دیدار کرده است، خاطره آن ملاقات را چنین باز میگوید: |
سال یکهزار و سیصد و سی و دو شمسی بود، من و عدهای از جوانان پر شور آن روزگار، پس از تبادل نظر و بحث و مشاجره، به این نتیجه رسیده بودیم که چه دلیلی دارد نماز را به عربی بخوانیم؟ چرا نماز را به زبان فارسی نخوانیم؟ عاقبت تصمیم گرفتیم نماز را به فارسی بخوانیم و همین کار را هم کردیم . والدین کم کم از این موضوع آگاهی یافتند و به فکر چاره افتادند . آنها، پس از تبادل نظر با یکدیگر، تصمیم گرفتند با نصیحت ما را از این کار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهی دیگر برگزینند . چون پند دادن آنها مؤثر نیفتاد; ما را نزد یکی از روحانیان آن زمان بردند . آن روحانی وقتی فهمید ما به زبان فارسی نماز میخوانیم، به شیوهای اهانتآمیز نجس و کافرمان خواند . این عمل او ما را در کارمان راسختر و مصرتر ساخت.
عاقبتیکی از پدران، والدین دیگر افراد را به این فکر انداخت که ما را به محضر........
متن کامل در ادامه مطلب
ادامه مطلب
وبلاگ یک ساله شد![]()
مبارکه!!

توضیح:پرچم هر کشوری نماد و سمبل آن کشور است و ارتباط با سیاست های حکومت آن کشور ندارد!
برج ميلاد، از آغاز تاکنون


ادامه مطلب
اگـــه یـه روز رفتی یه جــــای دنیـــــا
واسه خودت ماشین خریدی اونجــــا
یه چی بخر شبیه پیکـــــان بــــــاشه
صندلیاش مدل جـــــوانـــــان بــــاشه
وقتی کـــه پشت فرمونش نشستی
خواستی بفهمن که کجایی هستی
اوّل کـــــــــار واســــــــــه جلو پنجــره
یـــــه نعل اسب عــالی یــــــادت نره
یـــه وخ خیـــال نکن حــاجیت جواده
اون ورِ دنیـــــــا بد نظـــر زیـــــــــــاده
تسبـیـــحتــو بـــپـیــــچ دور شصـتـت
مبــــایلـــتم در آر بگیــــر تـــو دستت
...............ادامه داره...................
متن کامل شعر در ادامه مطلب
ادامه مطلب
اين گوشي بهتر از چراغ موشي ست
گفتيم :چطور شد كه بي برق شديم؟
گفتند: جواب ابلهان خاموشي ست
خلیل جوادی
به گزارش ايرسنا، وی در این گفتوگو بیان كرد: در طول، 100 متر به مسجد الحرام افزوده ميشود همچنين در طول نيز 150متر به صورت صحن مسجد الحرام درميآيد.
در سومین بخش پروژه افزایش وسعت حرم شریف که از سوی عربستان سعودی اجرا میشود، بیش از هزار هتل و بنا تخریب خواهند شد تا ظرفیت این مکان مقدس به یک میلیون نفر افزایش پیدا کند.
در کنار بناهای قدیمی، هتلهای پنج ستارهای همچون «مکه رویال» و «شرایتون هتل» و حتی هتلهایی که سال گذشته افتتاح شده است، از بین خواهند رفت. در نتیجه این پروژه بازسازی، سیصد هزار متر مربع به حیاط مسجد الحرام اضافه خواهد شد.
متن کامل و تصویر در ادامه مطلب
ادامه مطلب
تـــو این هـــمه خرابی تکلیف مون چی میشه؟
.........................................................................
یکی به جـای دستاش پیــــنه رو پیشـونیشه
بدون کـــــــار وزحمت جیباش پره همـــیشه
.........................................................................
یکی کـــوپن فروشه یکی دعـــــــا نویسه
یکی توکــار گریه س نونش توچشم خیسه
........................................................................
یه عدّه غـرق پول و یـه عدّه آس و پاسن
یـــــه عدّه بی اراده تو کــوچه ها پلاسن
......................................................................
ریشه مـــــونــو سوزوندن نمی دونیم چی هستیم
کاشکی می شد بفهمیم کی بودیم و کی هستیم
خلیل جوادی

شروع ترم
یک هفته بعد از شروع ترم
دو هفته بعد از شروع ترم
قبل از میان ترم
ادامه در ادامه مطلب
برداشته شده از وبلاگ احمد عطری اینا
ادامه مطلب
سرانجام از بين قطبي و قلعهنويي، دايي سرمربي تيم ملي شد.

اكنون كه قلم در دستان كوچولويم گرفتهام، خانواده ما در يك برهه زماني خاص گرفتار ميباشد. اين را عمويم ميگويد. من نميدانم. برهه زماني خاص چه ميباشد. عمويم ميگويد: يكچيزي تو مايههاي دمت گرم است.
(متن کامل در ادامه مطلب)
ادامه مطلب

واقعا «چنین است کردار این چرخ پیر»!
چه اوباش ادیبی!

به نظر شما اين ايده كه هر كسي CD یا DVD این فیلم رو میگیره مقداری پول به حساب تهیه کنندگان بریزه چقدر درسته؟![]()
حالا ما خودمون چی کار کنیم؟![]()
حتما نظراتونو بگین!![]()

اطلاعات لطفا
وقتي خيلي کوچک بودم اولين خانواده اي که در محلمان تلفن خريد ما بوديم. هنوز جعبه قديمي و گوشي سياه و براق تلفن که به ديوار وصل شده بود به خوبي در خاطرم مانده. قد من کوتاه بود و دستم به تلفن نميرسيد ولي هر وقت که مادرم با تلفن حرف ميزد مي ايستادم و گوش ميکردم و لذت ميبردم. بعد از مدتي کشف کردم که موجودي عجيب در اين جعبه جادويي زندگي مي کند که همه چيز را مي داند. اسم اين موجود اطلاعات لطفآ بود، و به همه سوالها پاسخ مي داد.....
(متن کامل در ادامه مطلب)
ادامه مطلب
مردی در مسابقه اطلاعات عمومی شرکت کردهاست و سعی در بردن جایزه یک میلیون دلاری آن دارد. سوالات را بخوانید:
(متن کامل در ادامه مطلب)
ادامه مطلب
ممد فرنگيزخانم اينا با آن كت و شلوار مسخرهاش ميخواهد بزرگترين پاستيل دنيا را داشته باشد. چنگيز دوست دارد در آينده دكتري، مهندسي يا چيز به درد بخور ديگري بشود. صمد آرزو ميكند برود دريا كه شمال را از نزديك ببيند و هر كس يك چيزي و يك آرزويي.
آقاي معلم ميگويد: «حالا كودك فهيم انشايش را براي ما بخواند.»
من پاي تخته ميروم. آقاي معلم ميگويد: «من فكر ميكنم كودك فهيم با داشتن اين پدر قهرمان و عقشولي كه همه آرزوي داشتن آن را دارند و ازبس شجاع ميباشد، از هيچ كس نميترسد و اينقدر چيزهاي خوب و كارهاي خوب دوست ميدارد در حالي كه كارهاي بد دوست نميدارد و اينها، هيچ آرزويي نداشته باشد.» همه بچهها مثل بز سر تكان ميدهند و آن را تأييد مينمايند. من لبخند مهرباني ميزنم كه يعني پوزخند. و انشاي خود را آغاز مينمايم:
(متن کامل در ادامه مطلب)
ادامه مطلب
چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره! چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد! چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد یا کلیسا طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره! چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!
(متن کامل در ادامه مطلب)
ادامه مطلب
حمید جان تولدت مبارکمادربزرگ مهربان و گردالویم یکی از مخالفان آن میباشد. او به بابایم که جلوی آیینه خودش را مرتب میکند، میگوید: «آیا تو دارای حرف جدیدی برای همسادهها میباشی؟»
بابایم میگوید: «بلی.» مادربزرگم میگوید: «آن چه میباشد؟»
بابایم میگوید: «اینکه ساختمان آباد شود و باغچه پر از گلهای قشنگ و درختان سبز بوده که هیچ وقت خراب نمیشوند و سونا و استخر و جک...جکو...جاکوز (من نفهمیدم انگار بابایم فحش بد داد) برای ساختمان باشد و همه با هم مهربان باشیم در حالی که همه به هم سلام نمایند و توی پارکینگ دود نکنیم و نظافت ساختمان و اینکه همه هر روز در خانه هم را بزنند و قربان صدقه هم بروند و هی شلهزرد به هم بدهیم که نذری باشد و در ظرف خالی آن شکلات باشد و چقدر همه چی خوب و صفا.»
آب از چک و چانه خواهرم راه افتاده و غرق در این همه کمالات بابایم میباشد. او میگوید: «تو عقشولی همه ساختمانی بابای کودک فهیم.» اما مادربزرگم میگوید: «ببندد دهنت رو.» و به بابایم ادامه میدهد: «تو اگر خیلی پهلوان و عقشولی و بلد میباشی، اول به خانواده خودت رسیدگی بنما که ما گوشت و مرغ و ماهی که هیچی، برنج و رب و روغن که هیچی، میوه و آجیل و خوراکی که هیچی، لباس و وسایل خانه که هیچی، نان و پنیر هم که هیچی و کلاً که هیچی. بعد هم اینکه گل گلدانها پوسیده، شیرآب چکه میکند، گاز نشتی دارد، لامپ سوخته و پس فردا این دزد میشود.» و من را نشان میدهد. بابایم میگوید: «غلط میکند.» و یک عدد پسگردنی به من میزند. من نمیدانم چرا در خانواده ما همه اختلافاتشان را با پس گردن من حل مینمایند.
بابایم به حمام میرود و از آنجا داد میزند: «این قرتیبازیها مال همسایهها بوده، در حالی که من برای این کارهای فنقلی عقشولی خانواده نمیباشم و چشم یک ساختمان به من میباشد.» و در را میکوبد.
...
ادامه مطلب
چند روز قبل از ديروز
بابايم در حالي كه جوراب شيشهاي سفيد، شلوار مشكي، پيراهن و كاپشن پوشيده، همه ما را در اتاق هال جمع ميكند تا براي ما صحبت نمايد. مادربزرگ گردالويم ميگويد: «چرا توي خانه كاپشن پوشيدهاي مادر؟» بابايم در حالي كه اخم كرده، ميگويد: «براي اينكه دوست ندارم مثل باباي ممد فرنگيزخانم اينا. كت بپوشم.» من نميدانم اين داراي چه ربطي به آن ميباشد، ولي ميگويم: «باباي مهربانم، شلوار مشكي با جوراب سفيد شيشهاي بدننما سِت نميباشد.» بابايم ميگويد: «آخه جوراب صورتي شيشهايام كثيف ميباشد.»
آدم نميداند خجالتش را كجاي دلش بگذارد. خواهرم ميگويد: «لذت ميبريد كه پدر چه پاسخگو ميباشد؟» ما بيشتر لذت ميبريم كه خواهر چه پاچهخار ميباشد.»
بابايم بعد از آنكه نيم ساعت درباره مزاياي اخلاقي خودش و اين كه نيكبخت «چپ» پا بوده در حالي كه او «راست» پا ميباشد و گلزار بيخودي خوشگل بوده، در عوض او نميباشد، براي ما صحبت ميكند: «از آنجايي كه من پدر خانواده ميباشم، ميخواهم قوانين جديد خانه را كه براي بهبودي خانه و آسايش همه و خوبي و خوشي و نكردن كارهاي بد و اينها ميباشد بيان نمايم.»
بابايم يك عدد آرغ ميزند و ادامه ميدهد: «اول اينكه از اين به بعد، كودك و خواهرش ديگر اتاق ندارند و اعضاي خانواده به صورت همگي در هال ميخوابند.» او با ديدن چشمان از حدقه گرد شده ما توضيح ميدهد: «يكي از مهمترين چيزهاي خانواده داشتن اتاق و سرپناه به صورت عادلانه ميباشد. ما به اندازه همه در اين خانه اتاق نداريم و پول هم نداريم كه خانه بزرگتر بخريم و عرضه هم نداريم كه پول دربياوريم. پس از آنجايي كه نميتوانيم همه به يك اندازه اتاق داشته باشند، همه بايد به يك اندازه اتاق نداشته باشند.» مادربزرگم ميگويد: «وا» من ميگويم: «من وسط ميخوابم، چون از سوسك ميترسم» اما خواهرم كه از خوشحالي در پوستش جا نميشود، شعار ميدهد: «باباي كودك فهيم، دشمن هر پول و حليم.» ...ادامه مطلب...
ادامه مطلب
عکس در دانشگاه تهران![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نـــــظرتــــون چیــــــــــــــه؟!!!!!!
کودومشونو بیشتر دوست داری؟؟؟؟








