تبليغاتX
بچه های دوره هفتم

بچه های دوره هفتم

جمع صمیمی فارغ التحصیلان دوره هفتم

سلام.

دلم نیومدساکت بشینم .

اما قضیه: تو خیابون داری راه میری (با ماشین) یکی میاد می چسبه بهت از سرو کولت بالا میره(ماشینت) از امام اول شروع میکنه تا اخرین امام اونوقت 2تا نوع ادم داریم یکی خسته می شه دست میکنه تو جیبش پول در میاره (200تومان به پایین) یکی نه بازم صبر می کنه بلکه از شرش خلاص بشه .

جز جواب ابلهان هرگز نباشم من خموش


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:38  توسط احسان محمدی  | 

ماجراي شگفت آور پسري كه در 13 سالگي پدر شد!

 اگه نشنیدید ادامه مطلب رو بخونید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 14:56  توسط احسان محمدی  | 

خوب اگر چرخ گیتی اینوری بچرخد یا اصلا نچرخد چرخ زندگی انسان می چرخه یا خلاصش بخوای نخوایی داره عمرت رد می شه خوب در هر صورت تو بخوای نخوای باید با هر پیچی بچرخی .

می خوای راضی باش از زندگیت می خوای نباش .

می تونیم مثل آدم زندگی کنیم مثل آدم رفتار کنیم و امیدوارم تا آدم نشدیم این زندگی تموم نشه یا

کمه کمش باهم تموم بشن.

خوب هم دوره ای های  گلم براتون همه مطلبای که جمع کرده بودم تا به مرور زمان بزارمو همرو یکجا گذاشتم ببخشید اگه یکم طولانی شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 12:18  توسط احسان محمدی  | 

سلام بچه ها امیدوارم حال همتون خوب باشه منکه چند وقتی نبودم البته تو دنیای مجازی بگزریم یه مطلب جدید گذاشتم طبق معمول از اقای ابراهیم نبوی امیدوارم حالشو ببرید.

راستی چون اون پایین موضوعی با عنوان طنز سیاسی نداریم من این بالا می گم .

پیشا پیش تولد حضرت مسیح علیه السلام به همه مسلمونا(به بقیه نه) تبریک میگم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 10:23  توسط احسان محمدی  | 

اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستيد، قدر سلامتى خود را بدانيد زيرا يک ميليون نفر تا يک هفته ديگر زنده نخواهند بود.
 

اگر تاکنون از آسيب‌هاى جنگ،
تنهايى در سلول زندان، عذاب شکنجه،

يا گرسنگى در امان بوده‌ايد، View Full Size Image

وضعيت شما از وضعيت ٥٠٠ ميليون نفر در دنيا بهتر است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 9:28  توسط احسان محمدی  | 

 یکم سرتو بچرخونی ببین پشت سرت چی میگزره .

یکم آروم برو بزار چند نفری از تو رد بشن.

یکم گشنه باش بزار چند نفری غذا بخورن.

یکم تنها باش بزار بقیه با هم باشن.

یکم بی پول باش بزار بقیه پول دار باشن.

و یکم گریه کن بزار بقیه شاد باشن. 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 15:8  توسط احسان محمدی  | 

تورو خدا به جنبه طنزبودن مطلب توجه کنید

 درس اول: يه روز مسوول فروش ، منشي دفتر ، و مدير شركت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند… يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي كنن و روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه… جن ميگه: من براي هر كدوم از شما يك آرزو برآورده مي كنم… منشي مي پره جلو و ميگه: «اول من ، اول من!… من مي خوام كه توي باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادباني شيك باشم و هيچ نگراني و غمي از دنيا نداشته باشم»… پوووف! منشي ناپديد ميشه… بعد مسوول فروش مي پره جلو و ميگه: «حالا من ، حالا من!… من مي خوام توي هاوايي كنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصي و يه منبع بي انتهاي آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال كنم»… پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه… بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه… مدير ميگه: «من مي خوام كه اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توي شركت باشن

نتيجهء اخلاقي اينكه هميشه اجازه بده كه رئيست اول صحبت كن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 14:12  توسط احسان محمدی  | 

جهان: درحالی که بحران اقتصادی جهانی به کابوسی برای رشد و توسعه جهان تبدیل شده است و بازارهای بورس در حال ریزش شدید ارزش سهام‏ها هستند یک کشور جهان که تقریبا در باتلاق فرو رفته است به معرض فروش گذاشته شده است! کشوری که تنها سه سال قبل بالاترین شاخص توسعه انسانی جهان را داشت!

حراجی این کشور توسط Ebay صورت گرفته است و قیمت اولیه این کشور 99 پنس بود که تا کنون به 10 میلیون پوند افزایش یافته است.

به گزارش وبلاگ ترجمه اخبار ترکیه به نقل از حریت، تاکنون 26 فرد ناشناس 84 قیمت مختلف برای خرید ایسلند پیشنهاد داده اند. برنده این مزایده شخصا کشور را تحویل خواهد گرفت. Ebay آخرین مهلت مشارکت در حراجی ایسلند را 17 اکتبر اعلام کرده است.

رئیس جمهور ایسلند به دلیل بحران مالی در جهان سکته خفیف قلبی داشته و به بیمارستان منتقل شده بود. ضمن آنکه مقامات این کشور سه بانک خصوصی را نیز به تصرف دولت درآوردند. این امر باعث شوکه شدن سپرده گذاران اروپایی شد که در آن بانکها سرمایه گذاری کرده بودند.

سه بانکی که دولت آنها را به مالکیت خود دراورده است 44 میلیارد یورو بدهی داشتند و از پرداخت بدهیهای خود عاجز مانده شده بودند.

ایسلند یک کشور جزیره ای است که در شمال اقیانوس اطلس قرار دارد و پایتخت آن نیز ریکیاویک می باشد. این کشور بلحاظ شاخص توسعه انسانی در سال 2005 رتبه اول را در بین کشورهای جهان کسب کرده بود.

این کشور 102.819 کیلومتر مربع وسعت دارد و جمعیت آن نزدیک به 500 هزار نفر است.

راستی اگر خواستید این جزیره را بخرید باید بگویم این کشور دارای مناظر بسیار زیبای جغرافیایی و اسبهای رهوار و زیبا می باشد. اقتصاد آن بر مبنای ماهیگیری، کشاورزی و گردشگری می باشد. اگر می خواهید به جزیره تان سفر کنید کاپشن و لباسهای گرم را فراموش نکنید چون این کشور تا حدودی تحت تأثیر جریانات هوایی قطبی می باشد.

ضمنا تضمینی وجود ندارد که بعد از یخ شدن آبهای قطب این جزیره همچنان پابرجا بماند. هرچند نیمی از این جزیره را فلاتی با 400 متر ارتفاع از سطح دریا تشکیل می دهد و خوب شما می توانید به آنجا بروید!
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 15:50  توسط احسان محمدی  | 

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 10:43  توسط احسان محمدی  | 


با اجازه آقا حسین ..............

جوابيه سايپا

در شماره پيشن روزانه در همين قسمت سخن مبين، مطلبي در مورد نام مخفف «سايپا» درج شده بود که در اين زمينه، ديروز جوابيه اي به دستم رسيد که عينا در زير قرار مي دهم.

با سلام و خسته نباشيد
خدمت مدير محترم گروه اينترنتي مبين
در خصوص مطلب انتشار يافته در مجله الكترونيكي روزانه شماره 1014
مورخ سه شنبه 9 مهر ماه 1387
درمورد مخفف نام سايپا ، به استحضار مي رسانم:
به موجب پروانه تاسيس صادره از سوي وزرات اقتصاد در سال 1344 با تاسيس كارخانه ساخت و بهره برداري اتومبيل سواري به ظرفيت سالانه 4500 دستگاه و پس از اجراي كامل ضوابط ساخت و توليد در حد نيازمنديهاي بازار موافقت گرديد . همچنين مبتني بر اساسنامه اوليه ، شركت داراي تابعيت ايراني و با موضوع توليد اتومبيل هاي سيتروئن و و لوازم قطعات يدكي آنها در ايران ، طبق اجازه و امتيازي از طرف شركت سهامي آندره سيتروئن فرانسه به شركت واگذار شد .
در نهايت با صدور پروانه تاسيس و تعيين اعضاي هئيت مديره شركت فعاليت خود را از اواخر سال 1345 به صورت رسمي آغاز نمود . تهيه زمين ، احداث نخستين سالن توليد ، تهيه و تدارك لوازم مورد نياز و تقاضاي ثبت علامت به همراه كلمه
( سايپاك ) كه ماخوذ از عبارت فرانسوي نام شركت
"Societe Annonyme Inrannienne de Production Automobile ‍‍Citroen " بوده و همچنين تقاضاي ثبت كلمه ژيان براي انواع اتومبيل هاي سواري ( هر چند كه بعدها كلمه ژيان به يك نوع از محصولات شركت اطلاق گرديد ) و ... از جمله اقداماتي بود كه تا سال 1347 يعني زمان بهره برداري از شركت صورت گرفت . اولين توليدات شركت كه با روش كاملاً دستي و بدون به كارگيري تجهيزات مدرن در نيمه دو.م سال 1347 توليد و روانه بازار گرديد كه شامل اتوميبل وانت ژيان با نام (( آكا )) و خودروي سواري ژيان بود . توليد آكا تا سال 1350 ادامه داشت و در مجموع 1035 دستگاه در طول 3 سال توليد و روانه بازار شد . اما توليد ژيان تا ساليان متمادي ادامه داشت و هرساله با افزايش توليد مواجه شد .
هم اكنون اين شركت با بيش از 80 شركت تابعه و وابسته به صورت مستقيم و غير مستقيم و با در اختيار داشتن 50 % از سهم بازار خودروي ايران ، يكي از قطب هاي بزرگ صنعتي كشور است و به لحاظ قابليت خودرو سازي ، به گروه خودرو سازي بزرگ با امكان توليد انواع مختلف خودروهاي سبك و سنگين تبديل شده است .
خواهشمند است در خصوص درج اين مطلب در مجله اينترنتي روزانه و رفع سوء تفاهم و يك تشابه اتفاقي اقدام لازم را مبذول فرماييد.
پيشاپيش از حسن نظر و توجه جنابعالي كمال تشكر را دارم.

از كارشناسان شركت سايپا

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 10:57  توسط احسان محمدی  | 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 13:22  توسط احسان محمدی  | 

 پاسکال :
آنقدر شکست می‌خورم تا راه شکست دادن را بیاموزم.

پطر کبیر :
انسان برای پیروزی آفریده شده است، او را میتوان نابود کرد ولی نمیتوان شکست داد.

ارنست همینگوی :
اگر بت‌ها را واژگون کرده باشی کاری نکرده‌ای، وقتی واقعاْ شهامت خواهی داشت که خوی بت‌پرستی را در درون خویش از میان برداری.

نیچه :
مرا دوست بدار،اندکی ولی طولانی!

کریستوفر مارلو :
خیال انگیز و جان پرور چو بوی گل سراپائی
نداری غیر از این عیبی که می‌دانی که زیبائی

رهی معیری :
شما ممکن است بتوانید گلی را زیر پا لگدمال کنید، اما محال است بتوانید عطر آنرا در فضا محو سازید.

ولتر؛ نویسنده فرانسوی :
وقتی «قدرت عشق» بر «عشق به قدرت» غلبه کند، دنیا طعم صلح را می چشد.

جیمی هندریکس :
اگر از کسی متنفری از قسمتی از خودت در او متنفری، چیزی که از ما نیست نمی‌تواند افکار ما را مغشوش کند.

هرمان هسه :
شاید چالاک‌ترین انسان نباشم، شاید بالابلندترین یا نیرومندترین نباشم، شاید بهترین و زیرک‌ ترین نباشم، اما قادرم کاری را بهتر از دیگران انجام دهم و این کار هنر خود بودن است.

لئونارد نیموی :
هیچوقت نمی‌توانید با مشت گره‌کرده دست کسی را به گرمی بفشارید.

گاندی :
برای تربیت اراده بهترین زمان ایام جوانی است.

فیثاغورث :
کسی‌که حفظ جان را مقدم بر آزادی بداند، لیاقت آزادی را ندارد.

بنجامین فرانکلین :
وقتی انسان دوست واقعی دارد که خودش هم دوست واقعی باشد.

امرسون :
هرگز مردی ولو بسیار نادان را ندیدم که از وی چیزی نتوانسته‌ام بیاموزم.

گالیله :
زیبایی ناپایدار و فضیلت جاودانه است .

گوته :
مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید بدست‌آورید وگرنه ناچار خواهید بود چیزهایی را که بدست آورده‌اید دوست داشته‌باشید.

جرج برنارد شاو :
من به هیچ وجه خدا را لمس نکردم، ولی خدایی که قابل لمس باشد که دیگر خدا نیست. اگر هر دعایی را هم اجابت کند، همینطور. همان‌جا بود که برای نخستین بار حدس زدم که عظمت دعا بیش از هر چیز در این امر نهفته است که پاسخی به آن داده نمی‌شود و زشتی سوداگری را به این مبادله راهی نیست. این را هم دریافتم که آموختن دعا، آموختن سکوت است و عشق فقط از جایی شروع می‌شود که دیگر هیچ انتظاری برای گرفتن هیچ چیز وجود نداشته باشد. «عشق» تمرین «نیایش» است و «نیایش» تمرین «سکوت».

دژ ـ آنتوان سنت اگزوپری :
مردها را شجاعت به جلو می‌راند و زنها را حسادت.

برنارد شاو :
زن زشت در دنیا وجود ندارد فقط برخی از زنان هستند که نمی‌توانند خود را زیبا جلوه دهند.

برنارد شاو :
هیچ چیز بهتر از کار کردن بجای غصه خوردن، آدمی را به خوشبختی نزدیک نمی‌سازد.

موریس مترلینگ :
یا چنان نمای که هستی، یا چنان باش که می‌نمایی.

بایزید بسطامی :
شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی اما حال که به آن دعوت شده ای تا می توانی زیبا برقص
بدترین و خطرناکترین کلمات اینست:
«همه این جورند».

تولستوی :
نمی‌توانیم کاری کنیم که مرغان غم بالای سر ما پرواز نکنند اما می‌توانیم نگذاریم که روی سر ما آشیانه بسازند

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 15:13  توسط احسان محمدی  | 

چند وقت بود می خواستم به یکی فحش بدم نمی دونم کجا گیر کرده نمی تونم فحش بدم ولی اگه رها شد خبرتون می کنم راستی نمی خواستم جو فرهنگی وبلاگو بهم بزنما ببخشید از دهنم در رفت .


در راستای اینکه ملت شریف ایران معمولا بیش از اینکه به فکر شکست دادن دشمن باشند، به ‏فکر زدن توی پوز او و گرفتن حال او هستند و در همین راستا نیز یکی از مسوولان اصلی ‏جنگ گفته است: ” در حال حفر 300 هزار قبر برای سربازان متجاوز آمریکا هستیم.” لذا ‏برخی پیش بینی های ضروری برای جنگ با آمریکا بشرح زیر پیشنهاد می شود:‏

اول: خرید دو میلیون متر پرچم آمریکا برای آتش زدن و شکست کامل دشمن در کلیه جبهه ها.‏

دوم: خرید یک میلیون و هشتصد هزار متر کفن برای دفن کردن 300 هزار نفر. با توجه به ‏اینکه قد متوسط سربازان آمریکایی 180 سانت محاسبه شده است، از فرستادن سربازان قدبلند ‏خوددداری شود.‏

سوم: خرید یکصد هزار آدمک بوش، رایس، عموسام، اوباما، لورا بوش، هیلاری کلینتون و ‏مقامات اسرائیل و همچنین خرید و آماده سازی بیست هزار الاغ برای همراهی با آدمک ها در ‏جنگ در داخل شهرها. الاغ های داوطلب اولویت دارند.‏

چهارم: خرید دو میلیون تن رنگ برای نقاشی روی زمین و آسفالت خیابان و ساختمان های ‏بلند برای شکست کامل و قطعی آمریکایی ها.‏

پنجم: خرید دوازده هزار نردبان، دویست هزار متر طناب، دو میلیون تن آجر، صدهزار لوله ‏فیکساتور رنگ پاش، سیصد اره برقی، یک میلیون پیراهن به رنگ پرچم ایران در اندازه ‏متوسط، برای تسخیر و حمله به کلیه سفارتخانه هایی که پس از حمله آمریکا دم دست هستند. ‏وزارت امور خارجه باید از سفارتخانه های دشمن دعوت کند تا محل ساختمان شان را از ‏مناطق دورافتاده مانند فرشته و دروس و تجریش تا قبل از آغاز جنگ به مرکز شهر و ترجیحا ‏مناطق نزدیک به نماز جمعه منتقل کنند تا حمله کنندگان عزیز مجبور به طی مسیر طولانی ‏نشوند. ‏

ششم: نیروی انتظامی موظف است که بلافاصله پس از آغاز حمله آمریکا از کلیه سفارتخانه ‏های دشمن حفاظت درجه یک نموده و از اجتماع یا حمله کلیه نیروهای آشوبگر جلوگیری و ‏آنان را دستگیر و تحویل مقامات قضایی دهد. همچنین وزارت خارجه موظف است بلافاصله ‏بعد از حمله به سفارتخانه ها، از آنان دلجویی و کلیه خسارات وارده را جبران و اقدامات لازم ‏مبذول دارند.‏

هفتم: با توجه به مناطق مشخصی که برادران عزیز سپاه به عنوان گورستان سربازان ‏آمریکایی در نظر گرفته اند، ارتش جمهوری اسلامی بطور جد از ارتش آمریکا می خواهد که ‏از استقرار سربازان خود در فاصله دور از قبرهای آماده خودداری کرده تا نیروهای ایرانی ‏برای حمل اجساد وقت شان تلف نشود.‏

هشتم: با توجه به اینکه ممکن است بعدها خانواده های سربازان آمریکایی بخواهند سر قبر ‏عزیز از دست رفته( مزدور سابق) شان بیایند، از سرفرماندهی نیروهای ارتش آمریکا ‏درخواست می شود که نام کلیه سربازانی که قرار است کشته شوند، به فارسی و انگلیسی ‏روی پلاک نوشته شده باشد. ضمنا قبل از هر گونه حمله، لازم است سفارت سوئیس( حافظ ‏منافع آمریکا) جلسه هماهنگی با معاونت اقتصادی بهشت زهرا( مجری طرح قبرستان ‏آمریکایی ها) را برگزار کنند و پیش پرداخت هزینه قبرهای این سربازان را به یورو و نه ‏دلار واریز نمایند.‏

نهم: با توجه به اینکه در آینده احتمال دارد که میان ایران و آمریکا صلح برقرار شود و در ‏صورت برقراری صلح خانواده کشته شدگان آمریکایی بخواهند به ایران بیایند، سپاه پاسداران ‏موظف است با همکاری سازمان میادین و تره بار، امکان ایجاد یک باغ گل بزرگ را در ‏اطراف قبرستان آمریکایی ها فراهم کند. همچنین وزارت خارجه موظف است با همکاری ‏سفارت سوئیس( حافظ منافع آمریکا) و انجمن دوستی ایران و آمریکای بعدی، مقدمات تشکیل ‏چند کنسولگری در کالیفرنیا، واشنگتن، فلوریدا و جاهای دیگر را برای دادن ویزا و سایر ‏ترتیبات سفر آمریکایی ها به ایران فراهم کند. ‏

دهم: با توجه به اینکه همه کارشناسان جنگ معتقدند که آمریکا امکان ندارد برای حمله به ‏ایران وارد خاک ما بشود، و طبعا اگر وارد نشود کشته ای هم نمی دهد، و با عنایت به اینکه ‏جمهوری اسلامی هزینه های کندن قبر را قبل از بررسی بسته های پیشنهادی داده است، از ‏ارتش آمریکا درخواست می شود که فقط در حالتی جنگ را آغاز کنند که قصد جنگ زمینی ‏دارند.‏

یازدهم: ارتش جمهوری اسلامی فقط تا حد 300 هزار قبر در قبال کشتگان جنگی مسوولیت ‏دارد و در صورت افزایش تلفات ما مسوول آن نیستیم و باید خودشان گورکن برای خودشان ‏بیاورند.‏

دوازدهم: ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران بطور جدی و قویا از ستاد مرکزی ‏ارتش آمریکا، پنتاگون، نیروهای آمریکایی مستقر در خاورمیانه، می خواهد براساس برنامه ‏ریزی های انجام شده جنگ را آغاز کنند. با توجه به اینکه ارتش ایران آماده جنگ زمینی می ‏باشد، از هرگونه حمله هوایی خودداری و با عنایت به فاصله زیاد میان ایران و آمریکا از ‏زدن موشک به ایران که امکان تلافی آن جز در مورد اسرائیل ممکن نیست، خودداری کنند و ‏در عوض سعی کنند به جنگ زمینی بپردازند، چون جنگ زمینی بهترین حالت برای نابود ‏کردن آمریکائی ها در ایران است. ‏

نتیجه گیری اخلاقی: اصولا فکر می کنیم همه چیز مثل اداره کشور است که شوخی باشد.‏
نتیجه گیری اجتماعی: حال گرفتن و پوز زدن همیشه بهتر از پیروز شدن است.‏
نتیجه گیری سیاسی: جنگ چیز خوبی است، چون ما در آن کشته نمی شویم، بلکه دیگران ‏کشته می شوند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 12:20  توسط احسان محمدی  | 

احمدی نژاد: ” اگر دشمنان بتوانند همه درها را به روی ملت ما ببندند آن روز، روز شادی ‏است.”

چرا بسته شدن درها باعث شادی می شود؟

اول: اگر درها بسته باشند، می توانیم همه را مفصل کتک بزنیم، نه کسی می تواند فرار کند، ‏نه کسی می تواند به داد کتک خورده ها برسد.‏

دوم: اگر درها باز باشد، عده ای می توانند بروند و ممکن است ببینند بیرون چه خبر است و ‏این خطرناک است، و اگر درها باز باشد عده ای می توانند بیایند، و اگر کسانی بیایند ممکن ‏است ببینند داخل چه خبر است و این هم خطرناک است، پس در هرحال بهتر است درها بسته ‏باشد.‏

سوم: اگر درها را ببندند تازه می شویم مثل کره شمالی، هر کاری دل مان بخواهد می کنیم و ‏مردم هم می توانند هر کاری ما دلمان خواست بکنند.‏

چهارم: درهای باز اصولا خطرناک است، چون مردم آن طرف را می بینند و فکر می کنند ‏ممکن است آن طرف چیزی باشد، اما اگر درها بسته شود، مردم یواش یواش متوجه می شوند ‏که همه دنیا همین است و طبعا همین که هست بهترین چیزی است که هست.‏

پنجم: در نیمه باز از همه چیز خطرناک تر است، چون مردم نمی دانند که می توانند بروند ‏بیرون یا بیایند داخل، یا نمی توانند، به همین دلیل همه اش می خواهند بروند بیرون ببینند، و ‏وقتی می روند بیرون بعد از مدتی فکر می کنند نکند آن تو خبری باشد، دوباره می آیند تو، ‏همین باعث می شود که هی بروند و هی بیایند، بعد یواش یواش مجبور می شوند فکر کنند که ‏چه چیزی بهتر است، طبعا همین که ملت فکر کنند چیزی ممکن است بهتر باشد، خطرناک ‏است.‏

ششم: اگر آنها درها را ببندند، ملت از دولت سووال می کند ” آن بیرون چه خبر است؟” دولت ‏هم اعلام می کند که همه جا جنگ است، تورم همه جا 60 درصد است، همه جا مردم گرسنه ‏اند، همه دارند همدیگر را می خورند. ملت هم نفس راحتی می کشند و می گویند: آخیش! ‏مردیم از خوشی توی همین جا. و اگر درها را ببندند، بیرونی ها از دولت می پرسند ” ان تو ‏چه خبر است؟” دولت هم می گوید همه در صلح و صفا زندگی می کنند، تورم شده پنج ‏درصد، گندم ها رسیدند به ابرها و ملت دارند همه شان همدیگر را ماچ می کنند، بیرونی ها هم ‏از سر حسرت نفسی می کشند و می گویند: خوش به حال شان!‏

هفتم: اصولا هر جایی که درش بسته باشد، موجب شادی کسی است که درش را بسته اند و یا ‏باعث شده است در را ببندند، مثل زندان که در آن خیلی شادی می کنیم.‏

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 11:18  توسط احسان محمدی  | 

واقعا نمی دونم درست یا نه !

نمیدونم با این کارا چی می خوان به ما نشون بدن < قدرت یا حسادت >

گشت ارشاد و میگم  .

کلا با خود امر به معروف ونهی از منکرش موافقم ولی نمی دونم این کارا معنی همون چیزی هست که خدا گفته نمی دونم تا کی می تونیم خودمنو پشت اعتقادات دروغ که خودمون برا خودمون درست کردیم مخفی کنیم .

راستش هر وقت این ماشین های گشت مثلا ارشاد و تو خیابون می بینم یاد یه حرف جالب اقای رئیس جمهور تو زمان انتخابات می افتم(ما چکار به موی پسرا داریم ما چیکار داریم دختر مردم چطور تو خیابون را میره ما تو این مملکت کارای واجب تری از گیر دادن به مردم داریم).

خوب خدا رو شکر تمام مشکلات ما حل شد مشکلی نداشتیم که یخرده میوه‌‌‌‌‌‌‌٫ گوشت ٫مرغ ٫ برنج ٫ سبزی٫ آهن٫ میلگرد ٫مسکن٫ سیمان٫بنزین ٫ گاز ٫ ......     اینا قیمت واقعیشون داشت از بین می رفت که خدارو شکر اینم درست شد خوب الحمدالله.

الانم که این وضع امنیت جامعه بدجوری بهم ریخته و پسر دخترا یکسره در حال بلند کردن هم دیگه شدن>

 البته فکر نکنید بخاطر بیکاری یا آموزش نادرست جامعه ما دچار این گرفتاری شدیما نه بخاطر تاثیر قیمت نفت تو این دولت جدید که البته اینم فکر نکنید که پس تو دولت قبل چی( یا اصلا چه ربطی به نفت داره).

منم رابطه نفت و بنزین و به مسائل جامعه نمی فهمم ولی اینطور که معلومه نه تنها به این مسائل ربط داره بلکه رو قیمت لباس زیر مردان و برنج و... هم ربط داره البته بی ربطم نیست خوب.

در هر صورت اگه وقت کردید یه سری به این پایگاه جناب آقایان ومسئولان محترم دایره٫ امر به معروف و اگه گوش ندی نهی از منکر همراه با چوب و چماق والبته با گاز اشکاورو به انضمام چک ولگدو اگه دختر باشی اکثر اینا بسمت نیمتنس(بازم به محرم و نا محرمیش نگاه نکنید چون این ماموران مخصوص بخاطر امنیت جامعه از همچیه خودشون میگزرن) تشریف ببرید شما هم حال کنید البته زیاد توقف نکنید چون شماهم .......

البته این ستاد یکم تغییر عمده کرده البته اونم چون شخص آقای ........ ارتباط مستقیم با امام زمان(عج) داره کلا امر به معروف حذف شده و کمی سلاح البته از نوع سرد و بمال بمال بهش اضافه شد.

خوب اینم تحول جدید ایران بود که مختصرا گفتم.

(موفق پیروز باشید یا حق)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 14:54  توسط احسان محمدی  | 

گفت فقط تو می تونی منو کمک کنی

گفتم اخه مگه من شاخ دارم که می ایی سراغ من اینهمه ماشین

گفت نه اخه تو از همه بهتری

(تو دلم گفتم این نصفه بچم مارو گذاشته سر کار)

گفتم بابا برو دنبال کار اینهمه کار ریخته

گفت ای آقا کجایه کاری اخه کی به یه قیافه مثل من کار میده<؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 12:11  توسط احسان محمدی  | 

1.تو خيابون خيلي با احترام از يه دختر آدرس بپرسيد بعد از جواب دادن جلوي چشماش از يكي ديگه بپرسيد

2. پشت چراغ قرمز راننده جلويي اگه دختر بود قبل از سبزشدن چراغ دستتون رو بذاريد
رو بوق

3.توي اتوبان جلوي ماشين يه دختر خانوم با سرعت 50 كيلومتر حركت كنيد

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 13:56  توسط احسان محمدی  | 

يك روز يك زن و مرد ماشينشون با هم تصادف بدي مي كنه .

بطوريكه ماشين هردوشون بشدت آسيب ميبينه .ولي هردوشون بطرز معجزه آسايي جان سالم بدر مي برند.

وقتي كه هر دو از ماشينشون كه حالا تبديل به آهن قراضه شده بيرون ميان اون خانم بر ميگرده ميگه :

آه چه جالب شما مرد هستيد... ببينيد چه بروز ماشينامون اومده !همه چيز داغان شده ولي ما سالم هستيم .اين بايد نشانه اي از طرف خدا باشه كه اينطوري با هم ملاقات كنيم و زندگي مشتركي را با صلح و صفا آغاز كنيم ! مرد با هيجان پاسخ ميگه:

"بله كاملا" با شما موافقم اين بايد نشانه اي از طرف خدا باشه !"

بعد اون زن ادامه مي دهد و مي گه :

"ببين يك معجزه ديگه. ماشين من كاملا" داغان شده ولي اين شيشه مشروب سالمه .مطمئنا" خدا خواسته كه اين شيشه مشروب سالم بمونه تا ما اين تصادف خوش يمن رو جشن بگيريم !بعد زن بطري رو به مرد ميده .مرد سرش رو به علامت تصديق تكان ميده و درب بطري رو باز مي كنه و نصف شيشه مشروب رو مي نوشد.بعد بطري رو برمي گرداند به زن .زن درب بطري را مي بندد و شيشه رو برمي گردونه به مرد.

مرده مي گه شما نمي نوشيد؟!

 زن در جواب مي گه :

نه . فكر مي كنم بايد منتظر پليس بشم..!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:4  توسط احسان محمدی  | 

 خیلی وقت بود مطلبی برازنده خانم ها پیدا نکرده بودم .

این مطلب را بخونید ببینید مردا واقعا حق دارن صدسالم این خانمها رو نشناسن.

همه حرفاش راسته مردی بگو دروغ


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 14:56  توسط احسان محمدی  | 

روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است. بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است. بنويسيد زمين كوچه ی سرگردانيست ، او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است. صفت شاعر اگر همدلي و همدرديست در رثايم بنويسد كه شاعر بوده است. بنويسيد اگر شعري از او مانده بجاي مردي از طايفه ي شعر معاصر بوده است. مدح گويي و ثنا خواني اگر دين داريست بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است. غزل حجرت من را همه جا بنويسيد روي قبرم بنويسيد مهاجر بوده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 10:28  توسط احسان محمدی  | 

بازم چهارشنبه سوري

حرفي برا گفتن ندارم ولي سه شنبه شب گرم وآتشي براتون آرزو مي ميكنم

مواظب چشما، دستا ،گوشا، پاها و... باشيد تا عمري پشيمون نباشيد.

پيشا پيش*>>>>>*<<<<* BoooooooooooooMB*>>>>*<<<<<*

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 14:35  توسط احسان محمدی  | 

اگه مرد . مرد باشه هیچ وقت به دخترنگاه نمی کنه.

اگه مرد. مرد باشه اگه به دختر نگاه کرد سرشو زیر می ندازه.

اگه مرد. مرد باشه اگه سرشو زیر ننداخت تو چشش نگاه نکنه.

اگه مرد. مرد باشه اگه تو چشم نگاه کرد به جا دیگه نگاه نکنه.

...........................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 22:6  توسط احسان محمدی  | 

دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان. بساطش راپهن کرده بود وفریب می فروخت.مردم جمع شده بودند. هول میزدندو بیشتر می خواستن.توی بساطش همه چیز بود. غرور.حرص.دروغ وخیانت.جاه طلبی و...

هر کس چیزی می خرید ودر عوض چیزی میداد.

شیطان می خندید و دهنش بو گنده جهنم میداد. دلم می خواست توصورتش توف کنم.

انگارذهنم را می خواند.موذیانه خندیدو گفت:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 1:18  توسط احسان محمدی  |