تبليغاتX
بچه های دوره هفتم

بچه های دوره هفتم

جمع صمیمی فارغ التحصیلان دوره هفتم

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 19:56  توسط سید کاظم منظورالاجداد  | 

اهل حال


قدر اهل درد، صاحب درد می داند كه چیست

مرد صاحب درد، درد مرد می داند كه چیست     

 

وحشی بافقی

 

 

حال اهلِ حال، صاحب مال می داند كه چیست

مرد صاحب مال، عشق و حال می داند كه چیست

 

آنكه یك چندی در ایران كرده باشد زندگی

 حیف و میلِ مال بیت المال می داند كه چیست

 

آنكه بر همسایگان بخشیده باشد نفتِ مفت

رمز دیپلوماسی فعال! می داند كه چیست

 

فكر كردی آن زمین خواری كه پشتش محكم است

حرمت اوقاف یا انفال می‌داند كه چیست؟

 

«شاهدان در جلوه و من شرمسار كیسه ام»

بار عشق و مفلسی حمّال می داند كه چیست!

 

«سخت می‌گیرد جهان بر مردمان سخت كوش»

كار راحت را فقط دلال می‌داند كه چیست

 

در پی درس و هنر رفتن تهش بیچارگی است

زندگی بازیكن فوتبال می داند كه چیست

 

آن پزشكی كه بگیرد زیرمیزی از كجا

حال آن اورژانسی بد حال می داند كه چیست؟

 

فرد مستضعف بدان از چند نقطه، چند عضو

سوز حقی را كه شد پامال می‌داند كه چیست

 

نكته ای را كه در این اشعار باشد مستتر

یك جوان انتِلكتوآل می داند كه چیست

 

ور نه اینها را كه ما عریان و روشن گفته ایم

هر كسی حتی خر دجّال می‌داند كه چیست

 

قدر زر زرگر شناسد قدر شعر بنده را

شاطر و كلّه پز و بقال می‌داند كه چیست

 

ارتباط بین این ابیات پیچاپیچ را

 غالباً تنها "شكرتیغال"1 می‌داند كه چیست           

 

 

1. شكر تیغال اسم گیاهی دارویی و از آن مهم تر! تخلص شاعر است.
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 2:22  توسط سید کاظم منظورالاجداد  | 

قالَ امام حسن (عليه السلام): لَقَدْ فارَقَكُمْ رَجُلٌ بِالاْمْسِ لَمْ يَسبِقْهُ الاْوَّلُونَ، وَ لا يُدْرِكُهُ أَلاْخِرُونَ.

پس از شهادت پدرش اميرالمؤمنين علىّ (عليه السلام)، در جمع اصحاب فرمود: شخصى از ميان شماها رفت كه در گذشته مانند او نيامده است، و كسى در آينده نمى تواند هم تراز او قرار گيرد.

إحقاق الحقّ: ج 11، ص 183، س 2 و ص 185.

عیدتون مبارک       یا حق
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 23:15  توسط سید کاظم منظورالاجداد  | 

بسم الله الرحمن الرحیم 

«خديجه»، يكي از اين چهره‏ هاي نمونه و الگوست كه لياقت آن را يافت تا ظرف پديد آمدن گوهري چون «فاطمه» گردد.اگر خديجه كبري، كه شرافت و ارجمندي والايي دارد، هيچ فضيلتي نداشت جز آنكه «مادر زهرا» باشد، براي او بس بود.در اين بخش، با گوشه‏هايي از حيات پرفروغ اين بانوي بزرگ، آشنا مي‏شويم:

 

 كرامت نفس

خديجه را از انسانهاي انديشمند، با شرافت، آينده‏نگر، عفيف و فرزانه شمرده‏اند. شرافت دودمان از يك سو، همسري رسول خدا از سويي ديگر و خدمات او در راه آيين مقدس اسلام از طرف ديگر، به او عظمت و موقعيت خاص بخشيده است.

پدرش، «خُويلدبن اسد» از قبيله «بني‏كلاب» بود.

مادرش «فاطمه بنت زايده» نام داشت.

از ثروت و شهرت ويژه‏اي در جزيرة‏العرب برخوردار بود. در ميان همتايان و همسالان خود، همچون ستاره‏اي مي‏درخشيد. وقتي هم كه در خدمت‏اسلام‏وپيامبرقرارگرفت،آنچه‏راداشت،وقف راه خدا و رضاي رسول كرد و در سايه حمايت از «دين آسماني» نام خويش را زنده جاويد ساخت.

 

همسران پيشين

گرچه بعضي مدعّي شده‏اند كه حضرت خديجه، پيش از ازدواج با رسول خدا، همسري نداشته و ازدواج نكرده بوده است، اما مشهور ميان سيره‏نويسان آن است كه وي بيوه‏اي بود كه قبلاً شوهر داشت.

شوهر پيشين او «عتيق بن عائذ» بود. از اين ازدواج، دختري داشت به نام«هند».شوهرش‏درگذشت‏و پس از مدتي به همسري «ابوهالة بن بناش» در آمد. از اين ازدواج نيز خداوند به او پسري داد. نام او را هم هند گذاشتند.

درباره فرزندان خديجه، سخنان ديگري هم گفته‏اند. از جمله آنكه خديجه خواهري داشته كه چندان معروف نبوده است. پس از درگذشت آن خواهر، دختران او در دامن خديجه بزرگ شدند. هنگام ازدواج پيامبر با خديجه، آن دو دختر كوچك بودند. چون سنت عرب بر آن بود كه تربيت شده در دامان كسي را به او نسبت مي‏دادند، خواهرزادگان خديجه را هم دختر خديجه شمردند و به رسول خدا(ص) نسبت دادند.

به هر حال، شوهر خديجه كبري درگذشته بود و اين بانوي ثروتمند و نام‏آور، همچنان بيوه مي‏زيست و خواستگاران متعددي را هم كه مشتاق وصلت با او بودند رد مي‏كرد.

سرانجام، ستاره اقبال او طلوع كرد و افتخار همسري رسول خدا را يافت. و اما خلاصه ماجرا:

 

ازدواج با پيامبر

عشق محمد(ص) در دل خديجه بود, عشقى پاك و آسمانى. علاقه اى كه از صداقت و پاكى و امانت دارى پيامبر سرچشمه مى گرفت.

محمد(ص) بيست و پنج سال داشت و بانوى مشهور حجاز, چهل سال.

خديجه, با ثروت هنگفتى كه داشت به تجارت مى پرداخت. سرمايه در اختيار بازرگانان قرار مى داد تا مال التجاره او را به آفاق برند و بفروشند و برايش دادوستد كنند.

ابوطالب (عموى پيامبر) آگاهى يافت كه خديجه, قصد دارد مال التجاره خود را با كاروانى تجارتى به شام بفرستد. به حضرت محمد(ص) پيشنهاد كرد كه حاضرى تو را براى اين كار بفرستيم؟

فرمود: هرطور دوست دارى.

ابوطالب نزد خديجه رفت و گفت: شنيده ايم در نظر دارى فلانى را همراه اموال خويش به تجارت بفرستى, آيا ممكن است به جاى او «محمد» را بر اين كار بگمارى؟

خديجه گفت: اگراين درخواست را,براى دشمن بيگانه اى مى كردى,حرف تورا رد نمى كرديم, تا چه رسد به اينكه براى يك دوست نزديك مى خواهى!

سرانجام توافق شد. پيامبر خدا, با غلام خديجه به نام «ميسره» به سفر رفتند و در آن دادوستد, سود سرشارى به دست آوردند و خديجه از نتيجه سفر بسيار خشنود شد و احساس كرد كه «محمد» را قلبا دوست مى دارد. پيش خود درباره ازدواج با محمد فكر مى كرد و تصميم به اين كار گرفت, ولى بهانه اى لازم بود.

با «نفيسه» (كه خواهر يا دوستش بود) اين تصمصيم را درميان گذاشت. نفيسه مقدمات كار را از قبيل گفتگو با عمويش و با خود پيامبر فراهم كرد. طى تشريفات خاصى ازدواج صورت گرفت. دو ماه پس از بازگشت از سفر تجارى شام بود كه در سايه اين پيوند مقدس, خديجه و محمد (عليهماالسلام) زندگى مشترك خود را آغاز كردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 9:55  توسط سید کاظم منظورالاجداد  | 

ایده آلیسم و رئالیسم جدید چیزی است که در حقیقت در اومانیسم به وحدت رسیده اند.

باید توجّه داشت که در پراگماتیسم آن چیزی که به عنوان سود و مصلحت مطرح می شود تفاوت ظریفی با اوتیلیتاریسم و یا همان یو تیلیتاریانسیم دارد .

حقیقت مدرنیسم چیست؟

وقتی که می خوایم کمی دربارة مکاتب غرب و شرق مطالعه ی کنیم از این جمله ها بسیار به چشم می خوره .

امّا خودمونیم ، حقیقتاً این ایسم ها چی هستند که امروز توی این بازی لغات هر کس یک ایسم رو می کند و یا برای اینکه بگه ما خیلی بلدیم و روشنفکر هستیم نُقل زبان و دهانشان همین ایسم هاست و وقتی که ازشون بخوای یک توضیح بدهند و بپرسی که این حرفی که زدید یعنی چه؟ نگاه عاقل اندرسفیهی بِهت می کند که انگار این چیزها را از تو دبستان به بچّه ها یاد می دهند و تو که بلد نیستی یک آدم پرت از معرکه ای .

و یا اگر لطف کنند و جوابی بدهد تو جوابشونم چهارتا ایسم داره که بیشتر آدم را گیج می کند و به قول اهلش به جای سِیر تو معلومات باید سِیر تو مجهولات کنیم .

البتّه این خصوصیات برای تمام آدم هایی که توی این زمینه ها فعاّلیّت می کنند نیست ولی برای یک عدّه ای از این جمع هست که توی الفاظ گیر کرده اند و فکرمی کنند روشنفکری به این است که فریم عینک آدم دور نداشته باشه!! بگذریم چی می خواستیم بگیم چی شد؟!

امّا در حقیقت ما ایسم رو جایی به کار می بریم که « اعتقاد به اصالت داشتن » یا « اعتقاد به اصل بودن » چیزی یا کسی یا طریقی را برسونیم .

حالا اینجا این سوال بوجود می آید که اصالت یا اصل بودن یعنی چه ؟ در جواب می گیم اصالت یا اصل بودن در اینجا مثل اصل های فیزیکی و ریاضی است . یعنی مبنایی که کلیه ی قضایا و احکام بر آن مبتنی است و به وسیله ی آن اثبات می شود ولی خود آن مبنا یا اصل درباره ش استدلال نمی کنیم مثل اصول اقلیدس در هندسه .

پس وقتی می گیم مارکسیم یعنی اعتقاد به اصالت طریقه ی مارکس ویا وقتی می گیم مدرنیسم یعنی اصالت دادن به هر چیز جدید و نو مثلاً برتری دادن به هر چیز که مُد روز است .

امیدوارم آخرش فهمیده باشید که ایسم ها رو کجا بکار می برند و چه معنی داره .

بَد ندیدم که در آخر توضیحی درباره ی «ایده آلیسم» که در سایت رشد آمده است را بزارم امیدوارم که مفید واقع شود :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 6:53  توسط سید کاظم منظورالاجداد  | 

شخصيت حضرت على عليه السلام از ديدگاه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم .

از پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت شده كه فرمود: «برادرم على بن ابى طالب عليه السّلام فضيلتهايى دارد كه از كثرت به شمار نمى‏آيد و كسى كه، فضيلتى از فضايل او را ياد كند و به آن اعتراف نمايد؛ خداوند گناهان قديم و جديد وى را مى‏آمرزد، و كسى كه فضيلتى از فضيلتهاى او را بنگارد، همواره فرشتگان تا اثرى از آن نگاشته باقى است، برايش آمرزش طلبند و كسى كه به شنيدن فضيلتى از فضايل او گوش فرا دهد، گناهانى را كه از راه گوش انجام داده، بخشيده مى‏شود و كسى كه به فضيلتى از فضايل او بنگرد، گناهانى را كه از راه چشم مرتكب گشته، مورد عفو قرار مى‏گيرد». روايتى ديگر از رسول گرامى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم وارد شده كه فرمود: «دوست داشتن على عليه السّلام عبادت است و خداوند، ايمان بنده را نمى‏پذيرد؛ مگر با ولايت او و بيزارى از دشمنانش همراه باشد»  در نقلى ديگر برگزيده الهى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: «اگر درختان قلم و درياها مركّب و جنّيان حسابگر و انسانها نويسنده شوند؛ نمى‏توانند فضايل امير المؤمنين على بن ابى طالب را به شما آورند».

مقام على عليه السّلام از زبان پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم‏

 ترديدى نيست كه: فضايل و بزرگى و كمال او را جز خداى بزرگ و پيامبرش كسى نمى‏داند، چنان كه پيامبر فرمود: «اى على كسى جز خدا و من به درستى تو را نمى‏شناسد» از اين رو است كه: محمد، على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السّلام به پنج شبح (و روح مجسّم) نامگذارى شده‏اند و چون از مقامى ارجمند و منزلتى رفيع و والا برخوردارند؛ مردم نمى‏توانند، ماهيّت و صفاتشان را درك كنند، مانند شبحى كه ديده مى‏شود؛ ولى حقيقتش ناشناخته و مبهم است.

يكى از دانشمندان، در پاسخ كسى كه: در باره مقام على عليه السّلام از او سؤال كرد، گفت: چه بگويم در باره مردى كه دشمنانش از روى كينه و رشك و حسد و دوستانش، به علت ترس و خطر جانى فضايلش را پنهان داشتند و در ميان اين دو مانع فضايلى از وى آشكار گشت، كه خاور و باختر جهان را فرا گرفت، و به تعبير آيه شريفه:

يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ: (كافران و مشركان) مى‏خواهند نور خدا را خاموش كنند ولى خداوند از آن مانع مى‏شود تا نورش را كامل نمايد، اگر چه كافران خوش ندارند.

تا آنجا كه آوازه ابعاد وجودى و فضايلش شهرت يافت، كه دوست و دشمن به نقل آنها پرداختند و من دوست دارم، اين فضايل را از طريق اهل سنّت نقل كنم- هر چند از طريق خود ما شيعيان مشهور است- تا حجّت بر آنان تمام شود، چنان كه شاعر عرب گفته:

مليح و نمكينى كه رقيبان (و هووها) به ملاحتش گواهى مى‏دهند و زيبايى همان است كه رقيب به آن شهادت دهد و نيز مناقبى كه دشمن به آنها اعتراف نمايد، مناقب است و برترى‏اش ثابت. «اخطب خوارزم» كه از بزرگترين مشايخ اهل تسنن است، از «عبد اللَّه بن مسعود» روايت كرده كه گفت: پيامبر خدا فرمود: «هنگامى كه خدا آدم را آفريد و از روح خويش در او دميد عطسه كرد: و گفت: الحمد للَّه، خداوند به او وحى نمود بنده‏ام سپاس مرا بگذار، سوگند به بزرگى و شكوهم، اگر دو بنده نبودندكه مى‏خواهم آنان را در دنيا خلق كنم، تو را نمى‏آفريدم! آدم گفت: خدايا آنان از منند؟ فرمود: آرى، سرت را بلند كن و درست بنگر، سپس آدم سرش را بالا برد و ديد بر عرش چنين نوشته:

خدايى جز او نيست، محمد پيامبر رحمت و على اقامه‏كننده حجّت است، كسى كه حق على را شناخت، پاك و طاهر گشت و كسى كه حقش را نپذيرفت، رانده و زيانكار است، سوگند به عزّت و جلال خودم، كسى كه او را اطاعت كند به بهشت داخل كنم اگر چه نافرمانى من كرده و سوگند به عزّت و جلالم ياد كرده‏ام كسى كه از فرمان او سرپيچى كند، داخل در دوزخ نمايم، اگر چه مرا اطاعت كرده باشد».

ارشاد القلوب-ترجمه سلگى    ج‏2       

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 13:32  توسط سید کاظم منظورالاجداد  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإيمانِ وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ

 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! نبايد گروهى از مردان شما گروه ديگر را مسخره كنند، شايد آنها از اينها بهتر باشند؛ و نه زنانى زنان ديگر را، شايد آنان بهتر از اينان باشند؛ و يكديگر را مورد طعن و عيبجويى قرار ندهيد و با القاب زشت و ناپسند يكديگر را ياد نكنيد، بسيار بد است كه بر كسى پس از ايمان نام كفرآميز بگذاريد؛ و آنها كه توبه نكنند، ظالم و ستمگرند!

سوره حجرات آیه ۱۱

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 22:28  توسط سید کاظم منظورالاجداد  | 

 

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْم‏

( سوره مبارکه حجرات آیه 12 )

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد، چرا كه بعضى از گمانها گناه است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 7:1  توسط سید کاظم منظورالاجداد  | 

 بررسی حواص فیزیکی ماده در طول صد سال اخیر آن قدر پیشرفت کرده است که امروز علم فیزیک به گروه بزرگی از شاخه های خاص که اغلب شکاف بزرگی هم بین آنها وجود دارد ،تقسیم شده است .

یکی از این شاخه های مهم و مستقل که در سال های اخیر توسعه یافته ، فیزیک لایه های نازک است .

اگر لایه بسیار نازکی از یک ماده را در نظر بگیریم ، باوضعی مواجه هستیم که در آن دو سطح آن قدر به هم نزدیک اند که می توانند تاثیر بسزایی روی خواص فیزیکی داخلی و فرایندهای جسم بگذارند ، و بنابراین کاملاً از یک ماده کپه ای متفاوت اند . این کاهش فاصله ی بین سطوح ، و بر هم کنش متقابل آنها ، می تواند به پدیده های کاملاً جدیدی بینجامد . علاوه بر این ، کاهش یک بُعد ماده تا مرتبه ی چند لایه ی اتمی سیستم حد فاصلی بین ماکروسیستمها و سیستمهای مولکولی پدید می آورد و به این ترتیب روشی برای بررسی ماهیت میکروفیزیکی فرآیندهای گوناگون در دسترس فرار می دهد .

آشنا ترین پدیده های مربوط به لایه های نازک ، پدیده های اپتیکی اند ، به ویژه پدیده ی تداخل رنگ ها که عموماً آن را مشاهده می کنیم مثلاً روی لایه ی نازک روغنی که روی آب یا روی پیاده رو خیس ریخته شده است .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 21:3  توسط سید کاظم منظورالاجداد  | 

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‏ كَالَّذي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لا يَقْدِرُونَ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ       ( سوره مبارکة بقره آیة 264 )                                                                                                                                     

 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! بخششهاى خود را با منت و آزار، باطل نسازيد! همانند كسى كه مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى‏كند؛ و به خدا و روز رستاخيز، ايمان نمى‏آورد؛ (كار او) همچون قطعه سنگى است كه بر آن، (قشر نازكى از) خاك باشد؛ (و بذرهايى در آن افشانده شود؛) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاكها و بذرها را بشويد،) و آن را صاف(و خالى از خاك و بذر) رها كند. آنها از كارى كه انجام داده‏اند، چيزى به دست نمى‏آورند؛ و خداوند، جمعيت كافران را هدايت نمى‏كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 9:30  توسط سید کاظم منظورالاجداد  | 

 

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ

 وَ الْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ

 

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از آنچه به شما روزى داده‏ايم ، انفاق كنيد! پيش از آنكه روزى فرا رسد

كه در آن، نه خريد و فروش است(تا بتوانيد سعادت و نجات از كيفر را براى خود خريدارى كنيد)،

و نه دوستى(و رفاقتهاى مادى سودى دارد)، و نه شفاعت؛ (زيرا شما شايسته شفاعت نخواهيد بود.)

 و كافران، خود ستمگرند ؛ ( هم به خودشان ستم مى‏كنند، هم به ديگران).

                                                                                     ( سوره مبارکة بقره آیة 254 )

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 22:43  توسط سید کاظم منظورالاجداد  | 

حارث پسر دلهاث، غلام امام رضا عليه السّلام گفت: شنيدم آن حضرت فرمود:

مؤمن، مؤمن [واقعى‏] نيست مگر اين كه در او سه خصلت باشد:

روشى از پروردگارش، روشى از پيامبرش، و روشى از امامش.

امّا روش پروردگارش : پوشاندن اسرارش مى‏باشد، چرا كه خداى بزرگ [در قرآن‏] فرمود: «خداوند، عالم به غيب است و بر غيبش كسى را آگاه نمى‏كند مگر پيامبرى را كه پسنديده است» (جنّ- 26)

و اما روش پيامبرش: سازش و مدارا با مردم است.                       

همانا خداوند به پيامبرش امر فرموده كه با مردم مدارا و سازش نمايد [آنجا كه‏] مى‏فرمايد: «عفو و بخشايش را پيشه خود ساز و به خوبى و نيكى امر كن و از جاهلان روى بگردان» (اعراف- 199)

و امّا روش امامش: صبر كردن بر سختى جنگ با دشمن، و سختى فقر و تنگدستى است. خداى بزرگ [در قرآن‏] مى‏فرمايد: «و صبركنندگان در سختى محاربه با دشمن و سختى فقر و تنگدستى» (بقره- 177)

 

                                      حديث شصت و يكم‏ از صفات الشيعه شیخ صدوق-ترجمه توحيدى ص : 101

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 17:54  توسط سید کاظم منظورالاجداد  | 

جابر جعفى گفت: امام محمّد باقر عليه السّلام فرمود:

اى جابر، آيا كافى است براى كسى كه ادّعاى تشيّع دارد، بگويد كه دوستدار ما اهل بيت است ؟

به خدا سوگند، شيعه ما نيست مگر آن كسى كه تقواى خدا را رعايت كند و از او اطاعت نمايد. شيعيان ما شناخته مگر به تواضع، خشوع (فروتنى در عبادت)، اداى امانت، بسيارى ذكر خدا، روزه گرفتن، نماز نمى‏شدند، به پا داشتن، نيكى به والدين و رسيدگى به همسايگانى كه فقير و نيازمندند.

همچنين رسيدگى به قرض داران و يتيمان، راستى در گفتار، تلاوت قرآن و بازداشتن زبان، از اين كه، جز نيكى مردم را نگويند، [نيز] شيعيان ما [همواره‏] در بين اقوام خويش امين بودند. (1) جابر گفت: اى پسر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم، ما كسى را با اين خصوصيات نمى‏شناسيم. حضرت، خطاب به او فرمود: اى جابر، افكار و آراى مختلف، تو را [از راه راست‏] بيرون نبرد. آيا كافى است مردى بگويد: من على عليه السّلام را دوست دارم و از دوستداران او هستم، پس اگر بگويد من رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را دوست دارم [كه بهتر است‏]- زيرا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از على عليه السّلام بهتر است- ولى از سيره او پيروى ننمايد و به سنّتش عمل نكند، اين دوستى براى او هيچ سودى نخواهد داشت. پس تقواى خدا را پيشه نماييد و براى آنچه نزد خداست، عمل كنيد، زيرا بين خدا و بين هيچ كس، قرابت و خويشاوندى نيست.

محبوبترين بندگان نزد خداوند و گرامى‏ترين آنها در پيشگاه او، با تقواترين و مطيع‏ترين آنهاست.

اى جابر، جز با اطاعت و فرمانبردارى از خداى متعال، تقرّب به او حاصل نمى‏شود. تنها دوستى ما (آل محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) باعث رهايى از آتش نيست و هيچ يك از شما بر خدا حجّتى ندارد. هر كس مطيع خداست، ولىّ و دوستدار ماست و هر كس نافرمانى خدا را نمايد، با ما دشمن است. ولايت ما اهل بيت، جز با عمل [به دستورات الهى‏] و پرهيز از گناه به دست نمى‏آيد.

                                  حديث بيست و دوم از صفات الشيعه شیخ صدوق - ترجمه توحيدى   ص : 43   

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 11:11  توسط سید کاظم منظورالاجداد  | 

يك چرخ ‪ ۱۰۰‬تني كه روز جمعه با موفقيت در داخل يك غار زيرزميني قرار داده شد، آخرين قطعه پازل در يك آزمايش بزرگي است كه دانشمندان اميدوارند با كمك آن به اسرار كيهان دست يابند.

به گزارش خبرگزاري رويترز از ژنو، اين چرخ آخرين قطعه مهم در ردياب ذرات "اطلس" بزرگترين ردياب از چهار رديابي است كه به قدرتمندترين شتاب دهنده ذرات متصل مي‌شود و سازمان تحقيقات هسته‌اي اروپا "سرن‪ "CERN‬اميدوار است اواسط سال ‪ ۲۰۰۸‬اين مجموعه را راه‌اندازي كند.

با افزودن اين چرخ، اين پازل غول‌پيكر تكميل شد.

اين چرخ تا يك محور ‪ ۱۰۰‬متري پايين آورده شد و در فاصله يك ميلي‌متري ساير ردياب‌ها در سرن تراز گرديد. سرن مهمترين مركز تحقيقات ذرات جهان است كه در يك مجتمع بزرگ در مرز فرانسه و سوييس ايجاد شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 9:49  توسط سید کاظم منظورالاجداد  | 

· فرمود اى پسرم خروس از تو زيركتر نباشد و نگهداريش به نماز از تو بيشتر نباشد ، آيا نمى بينى آن را در سحرها و هنگامى كه براى نماز اذان گفته مى شود صدايش را بلند مى كند و حال اينكه تو در خوابى

· و فرمود پسركم هر كس مالك زبانش نباشد پشيمان مى شود، هر كس جدال زياد كند فحش مى شنود هر كس در جاهاى بد برود تهمت زده مى شود، هر كس همراه رفيق بد باشد سالم نمى ماند، هر كس همنشينى دانشمندان را كند غنيمت دانش ميبرد و دانشمند مى شود

· پسركم توبه را عقب نينداز زيرا كه مرگ ناگهان فرا میرسد

· پسرم بى نيازى خويش را در دلت قرار ده و هر گاه فقير و نيازمند شدى فقر خود را بمردم مگو كه          بديده ى حقارت و كوچكى بر تو نگاه كنند ولى از فضل خدا بخواه آنچه را كه نياز دارى

· پسرم دروغ گفته است كسى كه گفته شر و فتنه را با فتنه و شر بايد خواباند مگر نمى بينى كه آتش آتش را خاموش نمى كند بلكه آتش با آب خاموش مى شود و همچنين شر جز با خير خاموش          نمى شود.

ارشاد القلوب-ترجمه رضايى، ج1، ص: 177

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 20:6  توسط سید کاظم منظورالاجداد  | 

این هم از مقامات معنوي اهل توحيد:

 

جناب احمد انصارى فرزند مرحوم انصاري همداني مى گويد:
دوست داشتم مقامات معنوى پدرم را در آن دنيا ببينم كه يك شب در عالم رويا ديدم بهشتى است با انهار جاريه و انواع نعمت ها و لذت ها با همان اوصافى كه در قرآن است ، و پدرم در وسط آن روى سجاده مشغول به نماز است ، پرسيدم اين جا كجاست و جواب شنيدم اين جا بهشت است و پدرم هم از زمانى كه آمده مشغول نماز است و به اين نعمات نيم نگاهى هم نيانداخته .

 


نظير همين خواب از حاج حسن شركت نيز نقل شده است(در كوي بي نشان ها ، ص 52)  و البته اين عجيب نيست كه در حديث ميهمانى اهل بهشت آمده است كه : اهل بهشت بعد از قرآن خواندن استدعاى استماع كلام حضرت پروردگار را مى نمايند، تفضل مى شود و از لذت استماع مدت هاى مديد بى هوش مى شوند و بعد كه به هوش مى آيند استدعاى زيارت جمال خداى تعالى را مى نمايند نورى تجلى مى نمايد كه از تجلى آن نور بى هوش مى شوند، آن مقدار در آن بى هوشى مى مانند كه حورالعين شكايت مى كنند و مى گويند: خدايا تو ما را براى اينان خلق كردى و اينان ما را واگذارده اند. خداوند به آن ها رحم مى كند و بهشتيان را به هوش مى آورد؛ اما بهشتيان بار ديگر از خدا تقاضاى همان تجليات كه لذت آن را چشيده اند، مى كنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 20:18  توسط سید کاظم منظورالاجداد  | 

"توضيح دهيد که چگونه مي توان با استفاده از يک فشارسنج ارتفاع يک آسمان خراش را اندازه گرفت؟"

سوال بالا يکي از سوالات امتحان فيزيک در دانشگاه کپنهاگ بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 12:55  توسط سید کاظم منظورالاجداد  | 

  
 
«آلبرت اینشتین» فيزيكدان بزرگ معاصر، در آخرين رساله‌ علمی خود با عنوان "دی ارکلارونگ Die Erklarung – به معنای بیانیه" که در سال 1954 در آمریکا و به زبان آلمانی نوشت، اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح داده و آن را کامل‌ترین ومعقول‌ترین دین دانسته است.

این رساله در حقیقت همان نامه‌نگاری محرمانه اینشتین با مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی است. اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از كتاب‌های شريف نهج البلاغه و بحارالانوار  تطبیق داده و نوشته است که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی‌شود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان آن را نفهمیده‌اند.

يكی از اين حديث‌ها حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل می‌کند که: «هنگام برخاستن از زمین، لباس یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می‌خورد و آن ظرف واژگون می‌شود. اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز می‌گردند مشاهده می‌کنند که پس از گذشت این همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است». اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می‌نویسد. اینشتین همچنین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات می‌کند. او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" می‌داند:

E = M.C2 >> M = E :C2

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 16:29  توسط سید کاظم منظورالاجداد  | 

سلام بچه ها

امیدوارم خوب باشید و برای امتحان ها آماده

انشاء الله از این به بعد بیشتر پست می زارم

راستی روز مباهله را به شما تبریک می گم

موفق باشید

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 13:46  توسط سید کاظم منظورالاجداد  |