تبليغاتX
بچه های دوره هفتم

بچه های دوره هفتم

جمع صمیمی فارغ التحصیلان دوره هفتم

قالَ امام حسن (عليه السلام): لَقَدْ فارَقَكُمْ رَجُلٌ بِالاْمْسِ لَمْ يَسبِقْهُ الاْوَّلُونَ، وَ لا يُدْرِكُهُ أَلاْخِرُونَ.

پس از شهادت پدرش اميرالمؤمنين علىّ (عليه السلام)، در جمع اصحاب فرمود: شخصى از ميان شماها رفت كه در گذشته مانند او نيامده است، و كسى در آينده نمى تواند هم تراز او قرار گيرد.

إحقاق الحقّ: ج 11، ص 183، س 2 و ص 185.

عیدتون مبارک       یا حق
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 23:15  توسط سید کاظم منظورالاجداد  | 

     من تو این چند مدت میخاستم سکوت کنم و در مورد انتخابات چیزی ننویسم ولی در این حین، (مخصوصن این دو سه روز آخر) یه چیزی بدجوری اذیتم کرد(نه که بقیه چیزا ناراحتم نکرده باشه! ولی این یه مورد بدجور رو اعصابم بود.) بذارید قضیه رو با دو تاخاطره بگم(به سبک داداش سلیمانی صحنه دارش کردم!) البته یادتون باشه این دو تا خاطره بعد از مناظره آقایان احمدی نژاد و رضایی است:

صحنه ی اول:

     با فامیل تو خونه نشستیم و همونطور که خودتون میدونید بحث ریاست جمهوری و اینکه به کی رای بدیم توی بورسه که خان دایی ما که با چپا خوب نیست میگه: "به نظر من رضایی از احمدی نژاد بهتره چون هم برنامه هاش از نظر اقتصادی بهتره و هم اینکه نمیخاد مثه احمدی نژاد جناح بازی در بیاره و فقط از گروه خودش  استفاده کنه ،ولی من به احمدی نژاد رای میدم." (ما با این حرف رفتیم تو کف) من پرسیدم: "دایی جون چرا با این حال به رضایی رای نمیدی؟" که خان دایی گفت: "چون نباید بزاریم موسوی رئیس جمهور بشه." منم خندیدم و گفتم: "خوب اینا چه ربطی به هم داره؟"  ایشونم یه نگاه از بالا به پایینی انداخت و گفت: "به خاطر اینکه رضایی رای نمیاره پس ما با رای دادن به اون، در اصل رایمونو سوزوندیم و این برای موسوی خوب میشه."

 

صحنه ی دوم:

     سه شنبه شب با دوستم  تو یکی از صد میدون نارمک نشسته بودیم و در حالی که سیل جمعیت هوادار دو کاندیدا رو نگاه میکردیم، درباره ی اینکه به کی رای بدیم صحبت میکردیم. دوستم که تمایلش به چپ متعادله گفت: "تو بین این سه تا فقط رضایی بود که تونست جلوی احمدی نژاد وایسه و بدون اینکه کم بیاره اشتباهات احمدی نژاد رو بهش بگه، حتی تو چند مورد هم احمدی نژاد نتونست جوابشو بده." منم گفتم: "آره، رضایی کارش خیلی درسته، برنامه هاش هم اگه اجرا بشه خیلی به نفع مملکته، مثلن همین نفت. موسوی که درباره ی نفت ازش برنامه ای نشنیدم، فک کنم میخاد همون روند گذشته رو ادامه بده، کروبی هم که میخواد پول نفت رو مستقیم بده به مردم که در این صورت به غیر از ثروت مقطعی برای مردم و هدر رفتن نفت در سال های آینده سودی ندارد، احمدی نژاد هم میخواد همون کار کروبی رو منتها با اسم سهام عدالت و با یه واسطه انجام بده که البته بهتره، فقط  رضایی گفته که میخاد کاری کنه که به جای اینکه ما نفت خام رو بفروشیم اونو تبدیل به مواد ثانویه کنیم و همچنین تا زمانی که این پروژه تموم نشده پول نفت رو تبدیل به سرمایه کنه و سود اونو به مردم بده." دوستمم گفت: "ولی با این همه من به میر حسین موسوی رای میدم." (بازم کفم برید) گفتم: "چرا؟ تو که خوب میدونی اگه موسوی بیاد وسط چی میشه!"  اونم گفت: "آره ، ولی میخام این احمدی نژاد دوباره رئیس جمهور نشه." گفتم: "خوب مرد مومن! پاشو برو به رضایی رای بده! ایجوری با یه تیر دو تا نشون زدی!" که حرف تاریخی خودشو زد:"رضایی که رای نمیاره. اگه به رضایی رای بدم ممکنه احمدی نژاد دوباره رای بیاره."

با آدمای دیگه ای هم صحبت کردم، همشون رضایی رو بهتر از بقیه میدونستن اما به دلیل همین دلایل میخاستن به یه کاندید دیگه رای بدن.  

 

     و من حالم بد شد. آخر هر دو صحنه حالم بد شد. فهمیدم بعضی مردم دیگه به خاطر برنامه ها رای نمیدن، به ایده های کاندیداها رای نمیدن، به آرمان هاشون رای نمیدن . فهمیدم بعضی مردم هم اسیر حزب بازی شدن و فقط  برای اینکه پوز طرف رو بزنن به رقیبش رای میدن.  یاد حرف رهبر افتادم که میگفت مردم به شخص اصلح (در نظر خودشان) رای بدهند و به خاطر جریان های  مختلفی که  ایجاد میشود از رای خود نگذرند.

     آخر خاطره اولی به خان دایی گفتم:"اگه همه ی مردمی که مثه شما فکر میکنن بهش رای میدادن اون حتمن رئیس جمهور میشد."  ولی خان دایی گفت:" ایشالا دوره بعدی." گفتم:" دور بعدی هم همین آشه و همین کاسه." تو خاطره بعدی هم به دوستم همینو گفتم. ولی گفت:"فعلن وظیفه اینه که نذاریم احمدی نژاد دوباره رئیس جمهور شه." 

    و من تو دل خودم میگفتم که نباید به خاطر اینکه میدونیم کسی کاندید خوبیه ولی رای نمییاره  بهش رای ندیم.

پیوست مهم: من صریحتن در اینجا اعلام میکنم که مثه شما یک رای دارم و کسی هم نمیدونه رای من چیه، فقط میتونین حدس بزنین. در ضمن از هیچ نامزدی حمایت نمیکنم، اگر این مسئله برای هر کاندیدای دیگری افتاده بود این مسئله رو گوشزد میکردم.

 پیوست مهم تر:  همونطور که میبینید موضوع این پست سیاسی نیست چون من به خاطر حفظ اخلاق و فراموش نکردن آرمان های یک آرمان شهر این مطلب رو نوشتم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 21:3  توسط روح اله عبدی  | 

وبلاگ یک ساله شد

مبارکه!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 18:42  توسط حصین علی مازندرانی  | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 18:9  توسط حصین علی مازندرانی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 11:59  توسط حصین علی مازندرانی  | 





میلاد با سعادت منجی عالم بشریت را به دوستان خود تبریک می گوییم و آرزو میکنیم اعمال ما مورد رضایت حضرت قرار بگیرد و مورد توجه ایشان باشیم


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 1:34  توسط محمد حسین شیخ الاسلامی  | 

شهید دکتر مصطفی چمران: من در جایی بودم که دانشمندان جهان آرزوی یک ساعت دیدن آنجا را داشتند.

 

برای آشنایی با زندگی شهید چمران توصیه می کنم که حتما سری به ادامه مطلب بزنید.

التماس دعا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 1:0  توسط مسعود رضی  | 

ســـــال نو مبـــــــــارك

عيد همتون مبارك

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 1:36  توسط حصین علی مازندرانی  | 

بازم چهارشنبه سوري

حرفي برا گفتن ندارم ولي سه شنبه شب گرم وآتشي براتون آرزو مي ميكنم

مواظب چشما، دستا ،گوشا، پاها و... باشيد تا عمري پشيمون نباشيد.

پيشا پيش*>>>>>*<<<<* BoooooooooooooMB*>>>>*<<<<<*

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 14:35  توسط احسان محمدی  | 

بوی باران بوی سبزه بوی خاک
شاخه های شسته باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه ی شوق پرستو های شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به کام
باده رنگین نمی نوشی ز جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکویی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

-فریدون مشیری-

سال نو مبارک...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 11:7  توسط مجتبی صدیقیان  | 

 

امام زمان (عج) خطاب به امام حسین (ع)

السلامَ علیکَ سَلامَ العارِفِ بحُرمَتِکَ المُخلِصِ فی وِلایَتِکَ المُتَقرِّبِ

 اِلی اللهِ بِمُحَبَّتِک البَریءِ مِن اَعدائِکَ

سلام بر تو سلام کسی که عارف به حرمت توست و در ولایت تو مخلص و به

 سبب محبت تو به خدا تقرب جسته و از دشمنانت بیزار است.

زیارت ناحیه  

            

                                 اربعین حسینی را به دوستان تسلیت میگوییم

                                                        التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 0:37  توسط محمد حسین شیخ الاسلامی  |