یکم آروم برو بزار چند نفری از تو رد بشن.
یکم گشنه باش بزار چند نفری غذا بخورن.
یکم تنها باش بزار بقیه با هم باشن.
یکم بی پول باش بزار بقیه پول دار باشن.
و یکم گریه کن بزار بقیه شاد باشن.
جمع صمیمی فارغ التحصیلان دوره هفتم
یکم آروم برو بزار چند نفری از تو رد بشن.
یکم گشنه باش بزار چند نفری غذا بخورن.
یکم تنها باش بزار بقیه با هم باشن.
یکم بی پول باش بزار بقیه پول دار باشن.
و یکم گریه کن بزار بقیه شاد باشن.
"من او" روایت عشق علی فتاح است، آخرین پسر بازمانده خاندان سرشناس فتاح و مهتاب، دختر نوکر خانه زاد این خانواده. عشقی که ما در خط سیر داستان می بینیم، عشقی است پاک ولی خام که در کوره زمان و با دست "درویش مصطفی" آبدیده می شود.
داستان در محله خانیآباد شکل میگیرد که محل سکونت فتاحها است. در این محله به جز فتاحها تختی و نواب هم زندگی میکنند. قصه تمام آدمهای داستان هم در کنار روایت اصلی بازگو می شود.
"من او" تلاشی است هنرمندانه برای نشان دادن برههای از تاریخ. نشان دادن فضای تهران قدیم، روزهای کشف حجاب و حتی شخصیت نواب.
امیرخانی برای باورپذیر شدن شخصیتهایش از همزاد سازی بهره برده است. ابوراصف آینه "نواب" است و قاجار آینه "قوامالسلطنه". موقعیت داستان هم از قضیه کشف حجاب ایجاد میشود. کشف حجاب است که مسیر زندگی مریم، خواهر علی را تغییر میدهد و سفر او را به فرانسه باعث میشود. همین نقطه ثقل، مسیر داستان را می کشاند به پاریس و ما بخش مهمی از قصه را در پاریس با علی و مهتاب و مریم دنبال می کنیم.
فضای داستان اصالتا فضای تهران قدیم است، که بسیار زیبا به تصویر کشیده شده است. از رسم خیابانها و معابر گرفته تا تکیه کلام ها و حرف و نقلها. شخصیتهای داستان همگی خوب نقش گرفتهاند ولی چند شخصیت اصلی، در ذهن خواننده بسیار تاثیر گذارند......