
«بزرگ ترین مصیبت وقتی است که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته باشیم و نه شعور برای خاموش ماندن.»
ژان دلابرویه
---------------------
یادداشت: دوباره گاه انتخابات شده و شور و هیاهوی بی حد و حصر سیاست مداران این وری و آن وری بالا گرفته. البته این عجیب نیست به هیچ وجه. تنازع بقا است دیگر. جدال بر سر قدرت داستان تکراری تاریخ است و امروز نیز تکرار می شود اینجا. البته گاهی قدرت طلبی با نیتی خیر انجام می شود ، و گاه هم به قصد سودجویی و ارضای نفس. «بالاخره این نفس صاحب مرده هم بعضی وقت ها نیاز به توجه دارد دیگر. خوب چه کار ش کنم؟ کلاً قدرت دوست دارد!». باور نمی کنید که به قصد خیر هم می شود؟ حق هم دارید. به دو دلیل: اولاً شاید کم دیده اید سیاست مداری را که تنها برای دست یابی به آرمان های مقدس ش وارد عرصه ی سیاسی و حکومتی شود. و دوماً اگر دیده باشید هم اسم ش را دیگر قدرت طلب نمی گذارید. مثلاً می گویید مصلح اجتماعی یا سیاسی (ترسیدم بگویم اصلاح طلب). (ادامه اش را در ادامه ی مطلب ببینید)
ادامه مطلب
ادامه مطلب
راستی چون اون پایین موضوعی با عنوان طنز سیاسی نداریم من این بالا می گم .
پیشا پیش تولد حضرت مسیح علیه السلام به همه مسلمونا(به بقیه نه) تبریک میگم .
ادامه مطلب

توضیح:پرچم هر کشوری نماد و سمبل آن کشور است و ارتباط با سیاست های حکومت آن کشور ندارد!
راه يافتن غرور اميز واژه ي كردان به فرهنگ زبان بين الملل را به همه ي ايرانيان خصوصا رهبر كبير انقلاب اسلامي تبرك مي گوييم.
-
/ past participle: Kordanized ]
(1): To get Ph.D without having B.Sc.
(2): To become an important person (e.g. minister) by presenting fake
certificate or documents.
- Kordanification( n.)
(1): The process of receiving fake degree, especially from a prestigious
university (e.g. Oxford )
(2): The relationship between happiness and telling a big lie.
(3): A method in order to gain Self confidence.
- Kordanism(n. )
(1): The philosophy and strategy of telling lie to a large group
of
people (e.g. a nation)
(2): A psychological method for deceiving people and laughing
simultaneously.
- Kordanic(adj. )
(1): Happy
(2): Self Confident
(3): Relaxed
- Kordanicly(adv. )
(1): In a Kordanic manner
به انتخاب “علی کردان” به عنوان وزیر کشور
به نام خدا
اعتقاد به اصولگرایی انقلابی، وامدار هیچ جریان، نهاد، حزب و گرایش سیاسی وحتی شخص خاصی نیست، بلکه تابع ابعادی از تفکر اصیل اسلامی – انقلابی ميباشد که در ذیل به اختصار آورده شده است:
- دفاع از حق و حقیقت.
- برآشفتن در برابر ظلم و عناد.
- کمک در تسهیل و دستیابی به اجرای عملی تفکر اصولگرایی.
- انتقاد سازنده در برابر ضعفها و عملکرد ناصحیح مجریان این تفکر اصولگرایی.
در راستای آنچه گفته شد، ما حاميان دولت اصولگرا، اعتراض خود را به فريبكاري آقاي كردان و همچنين زير پا نهادن شعار اصولگرايي دولت نهم، اعلام ميكنيم:
آقای احمدی نژاد رئیس جمهور محترم دولت اصولگرای نهم؛
با کمال تعجب و به دلیلی نامعلوم فردی را برای پست وزارت کشور به مجلس معرفی کردهاید که علاوه بر سوابق کاری غیر قابل قبول و دیگر سوابق قابل تأمل!، در مورد مدرک تحصیلی خود نیز به مجلس خلاف واقع را گفته است.
آقای احمدی نژاد رئیس جمهور محترم دولت اصولگرای نهم؛
آقای کردان خود را دارای دکترای افتخاری از دانشگاه آکسفورد انگلیس معرفی کرد در حالی که این دانشگاه دادن هرگونه دکترای افتخاری حقوق اساسی را به فردی به نام “علی کردان” تکذیب کرده است و همچنین مدارک لیسانس و فوق لیسانس این فرد نیز تاکنون مورد تایید وزارت علوم و تحقیقات قرار نگرفته و آخرین مدرک مورد تایید این وزارتخانه، مدرک “فوق دیپلم” میباشد!
آقای احمدی نژاد رئیس جمهور محترم دولت اصولگرای نهم؛
ما به عنوان دلسوزان انقلاب و دولت اصولگرای نهم که با شعار اصولگرایی انقلابی وارد عرصه پر فراز و نشیب اجرایی کشور شده است، از شما خواستاریم تا با بررسی دقیقتر و بهدور از ملاحظات سیاسی و… موضوع مطرح شده را مجدداً بررسی نمایید تا از آسیبهای غیر قابل جبران و احتمالی به دولت و کشور جلوگیری به عمل آید.
این مطلب رو از مجله الکترونیکی روزانه انتخاب و گذاشتم
مدتی بود اتفاقات بد و زننده ای رو در این وبلاگ می دیدم اما به اصلاح امید نداشتم ولی امروز مشاهده کردم که دولت و شخص آقای احمدی نژاد واقعا مورد ظلم واقع شده برای همین این مطلب رو گذاشتم و اگر لازم ببینم بعدتر مطالب تند تری در این وبلاگ قرار می دهم
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------مخالف دولت عزیز!
برای یک بار هم که شده اول متن را بخوان و بعد قضاوت کن و نظرت را بگو.میدانم سخت است.تو عادت کرده ای تا در تیتر اسم دولت و احمدی نژاد و ... را دیدی نگاهی اجمالی به متن بیاندازی و صفحه ی نظرات را باز کنی و از قیمت گوجه بنویسی!
مخالف دولت عزیز!
میدانی چرا میگویم مخالف و نمیگویم منتقد؟ چون تو همیشه مخالفت میکنی.کاری نداری که دولت چه کار میکند.هر کاری که دولت میکند بد است.اگر سفری را برود میگویی چرا رفت و اگر نرود میگویی چرا نرفت؟! اگر کاری را بکند میگویی چرا کرد و اگر همان کار را انجام ندهد میگویی چرا انجام نداد؟!منتقد به عمل نگاه میکند، اگر خوب بود میگوید درست است و اگر بد بود میگوید اشتباه است.اما تو چشمانت را بسته ای و "این کار دولت اشتباه است" به ترجیع بند سخنانت تبدیل شده.
مخالف دولت عزیز!
بارها از زبان تو شنیدم که مرا و کسانیکه از دولت حمایت میکنند را به جرم حمایت از دولت متعصب و متحجر خواندی.آن زمان که ژست روشنفکری میگرفتی و میگفتی "زنده باد مخالف من" فکر نمیکردم که اینقدر زود شعارت را یادت برود و به جای زنده باد گفتن، برچست تحجر و تعصب و ... بر دهان مخالفت بچسبانی!
مخالف دولت عزیز!
تو به من میگویی چرا دور احمدی نژاد هاله ی مقدس کشیدی و بدی هایش را نمیبینی؟ این را به منی میگویی که با اینکه دولت را قبول را دارم 30 در صد مطالبم در مورد دولت انتقادی بوده.نگاهی به اظهار نظرهایت در مورد دولت بیانداز.یک بار شد بگویی دولت یک کار خوب هم دارد؟!تو حتی ابایی هم نداری که بگویی دولت حتی یک کار مثبت هم ندارد! آیا به من حق نمیدهی که بگویم تو دور احمدی نژاد و دولت چه هاله ای کشیده ای که خوبی هایش را نمیبینی؟
مخالف دولت عزیز!
به تو حق میدهم که اینگونه به دولت حمله کنی. من هم اگردر دولت قبل فضا را برای نقد این قدر باز میدیدم شاید همین کار تو را میکردم!اگر الان هرکسی به خود اجازه ی نقد دولت را میدهد و انتقاد و مخالفت با دولت به ژست روشنفکری تبدیل شده اما در آن زمان منتقدان اقتصادی قابلمه به دست معرفی میشدند و منتقدان سیاسی به خشونت گرایی و مخالفت با رای مردم!پس با این وضع راحت باش و مخالفت کن.تعصب بورز و ما را متعصب بخوان.
. خواهشا اگه جوابی دارید بگید."
و دوستی دیگر مطرح کرد که: "۱- پیرو خط شهدا بودن خوبه اما راجع به پیرو شهدا بودن باید بیشتر تامل کرد 2- من فکر می کنم اون فردی که این نظر رو گذاشته از اون جهت به کار اینها انتقاد کرده که چون امام انتقاد کرده بوده و گفته شده بود که اسلام دین جنگ طلبی نیست. 3- نقد با نظر فرق داره اگه قرار به نقده بهتره همه چیز گفته بشه اما اگه نظر رو توجه کنیم باید مصلحت ها رو هم در نظر بگیریم"
حال پس از چند روز بررسی منابع مختلف متن زیر آماده و به کلیه دوستان ارایه می گردد.دوستان می توانند خود نیز تحقیق کنند.
*****

26 خرداد ماه یادآور سحرگاه خونینی است که رژیم شاه چهار مؤمن مجاهد را به سبب ایمان به خدا و تعهد به مرجع و فقیه عادل زمان و رهبر انقلاب اسلامی و به جرم دفاع از اسلام ناب محمدی (ص) و اعدام انقلابی حسنعلی منصور، مزدور آمریکا، به میدان تیر آوردند تا به خیال خام خود آنها را بکشند و یاران امام خمینی (ره) و اسلام را بترسانند. اما آنها همانند رهبرشان، دلی آرام و قلبی مطمئن داشتند و با لبی پر لبخند به شهادت لبیک گفتند و جاودانه تاریخ دارای حیات طیبه شدند و خون پاکشان، شوری دیگر در دل مردم خدا خواه آفرید. هیأتهای مؤتلفه اسلامی، در اوایل سال 1342 با نظرحضرت امام خمینی (ره) تشکیل شد. پیش از آن اعضای این هیات خصوصا در جریان "لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی" فعالیت چشمگیری داشتند. اما در سال 42 با پیوند تشکیلاتی گروههای مختلف « هیأتهای مؤتلفه اسلامی» تشکیل شد. مؤتلفه شورایی به نام شورای روحانیت داشت که بر حرکت و برنامه های آن نظارت داشت تا امری مغایر شرع و وظایف اسلامی نباشد. این شورا متشکل از شهید مطهری، شهید بهشتی، مرحوم حجت الاسلام مولایی و آیت الله انواری بود که مورد تایید حضرت امام بودند. پس از تبعید امام (ره) بحث مبارزه مسلحانه در این تشکل جدی تر شد و با تایید شهید مطهری و شهید بهشتی و نیز ازن شرعی آیت الله العظمی میلانی مجاهدان مؤتلفه در تدارک کار برآمدند. ابتدا تصمیم به اعدام شاه داشتند اما این عمل مسیر نشد و حسنعلی منصور نخست وزیر مزدور آمریکا که ننگ تصویب کاپیتولاسیون را بر پیشانی داشت در مقابل مجلس توسط مجاهدان مؤتلفه اعدام شد. پس از این جریان به جز چند نفر بقیه یاران مؤتلفه که در اعدام انقلابی منصور دست داشتند دستگیر شدند و 4 نفر را به اعدام و بقیه را به حبس ابد و حبس 10 تا 15 سال محکوم کردند. سرانجام در سحرگاه 26 خرداد، شهید حاج صادق امانی، شهید محمد بخارایی، شهید مرتضی نیک نژاد و شهید رضا صفارهرندی را به شهادتگاه بردند و دژخیمان رژیم جوانان صدیق اسلام را به رگبار بستند و خون پاکشان را بر زمین ریختند.
ادامه مطلب
دوم خرداد؛ بهترین انتخاب ملت
امروز دوم خرداد است. روزی که به نظرم ملت بهترین گزینه آن زمان را انتخاب کردند. نگاهی گذرا به مطالبم مشخص میکند که نه خاتمی را قبول دارم نه اصلاحات را، نه حقوقبشر و نه جامعه مدنی و ...، هیچکدام برایم ارزش ندارد. اما باز هم میگویم، خاتمی بهترین گزینه ریاست جمهوری 76 بود.
احتمالا دلیلش را بیشتر ما می دانیم، پس بگذریم!
ادامه مطلب
یا علی
ادامه مطلب
ترورهاى اسرائيل عليه بشريت
از «فولكا براندوت» تا مغنيه
على منتظرى/كارشناس مسائل خاورميانه
هنوز رژيمى به نام اسرائيل تشكيل نشده بود كه جريان ترور و حذف فيزيكى مخالفان جنبش صهيونيسم در اروپا و كشورهاى عربى آغاز شد. استفاده از تله هاى انفجارى در اتاق هاى كار و خواب، نامه هاى پستى آلوده يا منفجره، انفجار خودروهاى هدف و تيراندازى از فواصل نزديك از شيوه هاى دائمى اين ترورها بوده است. پس از جنگ جهانى دوم، با قدرت يافتن احزاب و سازمان هاى مسلح صهيونيستى، آنها بسيارى از مخالفان خود در اروپا را تحت عنوان حمايت از نازيسم ترور كردند و اين روند را تا پس از نيم قرن از تشكيل رژيمى صهيونيستى در فلسطين اشغالى به عنوان يك سياست ثابت امنيتى به منظور حفظ و استقرار و كيان رژيم صهيونيستى حفظ نمودند.
ترور «فولكا براندوت» سوئدى، نماينده دبيركل وقت سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۸ ميلادى و پيش از تشكيل رژيم اسرائيل به دست جوخه هاى مرگ سازمان موسوم به جنگجويان آزادى «اشترن» يكى از سرفصل هاى مهم آغاز ترور در كارنامه رژيم صهيونيستى است. اين سازمان تحت رهبرى «مناخم بگين» نخست وزير پيشين اسرائيل، فولكا را به اين دليل ترور نمود كه وى بر اساس خواسته هاى جنبش صهيونيستى در فلسطين حركت نمى كرد. وى در سپتامبر ۱۹۴۸ در يكى از كوچه هاى شهر قدس با شليك گلوله كشته شد.
از زمان برپايى رژيمى به نام اسرائيل، شاهد پرونده هاى بى شمار ترور توسط اين رژيم در كشورهاى مختلف دنيا از جمله فرانسه، نروژ، انگليس، آلمان، تونس، اردن، مصر، سوريه و لبنان بوده ايم:
|
|
|
عبد القادر الحسينى، رهبر جهاد مقدس در سال ۱۹۴۸
ابى حسن سلامه، از شخصيت هاى فلسطينى در ۱۹۷۲
غسان كنفانى، سردبير مجله «الهدف» در سال ۱۹۷۲
محمود الهمشرى، رئيس نيروى ۱۷ فلسطين در ۱۹۷۲
محمد بوديا، از مقامات جنبش فتح در سال ۱۹۷۳
شيخ راغب حرب، از مقامات بلند پايه حزب الله لبنان در ۱۹۸۴
خليل ابراهيم الوزير معروف به ابوجهاد، در سال ۱۹۸۸ در تونس كه به منظور حصول اطمينان از قتلش ۸۰ گلوله به پيكرش شليك شد.
صلاح خلف، مشهور به ابو اياد در سال ۱۹۹۱در تونس
سيد عباس موسوى، دومين دبيركل حزب الله لبنان
فتحى شقاقى، نخستين دبيركل سازمان جهاد اسلامى فلسطين در جزيره مالت در سال ۱۹۹۵
يحيى عياش، فرمانده شاخه نظامى حماس در فلسطين
ترور نافرجام خالد مشعل، مسئول دفتر سياسى جنبش مقاومت اسلامى فلسطين (حماس) در اردن در سال ۱۹۹۸ كه با انتقال ويروس يك بيمارى به جسم وى انجام شد /
ابو على مصطفى، رهبر جبهه خلق براى آزادى فلسطين در سال ۲۰۰۱ در رام الله
صلاح مصطفى محمد شحاده، فرمانده گردان هاى عزالدين قسام در سال ۲۰۰۲
شيخ احمد ياسين، رهبر حماس در مارس سال ۲۰۰۴
دكتر عبدالعزيزالرنتيسى در سال ۲۰۰۴


