دلم نیومدساکت بشینم .
اما قضیه: تو خیابون داری راه میری (با ماشین) یکی میاد می چسبه بهت از سرو کولت بالا میره(ماشینت) از امام اول شروع میکنه تا اخرین امام اونوقت 2تا نوع ادم داریم یکی خسته می شه دست میکنه تو جیبش پول در میاره (200تومان به پایین) یکی نه بازم صبر می کنه بلکه از شرش خلاص بشه .
اما نفر دوم مجبور میشه وایسه 124000 پیغمبر و یاد بگیره بعد 1007 بار نفرین شه بعد مثل نفر اول دست کنه پول در بیاره(یکی نیست بگه مریضی از همون اول خوب خودتو خلاص می کردی).
ولی ازهمه جالب تر بعد این پول دادن چون اون پول با سرعت 180 کیلومتر میخوره تو صورتت و میشنوی این پولو برو بده گدا نه من.
حالا اصل مطب:
بالاخره ما نفهمیدیم ما باید گدایی کنیم یا گدا باید جا ما (اخه نامردیش اینه که درامد خیلی خوبیم دارن)
حالا به این گداها و متکدیان عزیز کاری ندارم خدایی نکرده میرید سفر تو سفر گوش شیطون کر می خواید سوار تاکسی بشید خوب تا سوار میشید و به راننده سلام میکنید همه می فهمن که از تهران اومدید در نتیجه ازتون کمی فاصله میگیرن و همه جا مثل شب اول قبر ساکت(اون شب و تجربه میکنید می فهمید الان چی میگم) و کم کم با لهجه محلی صحبت کردن شروع می شه(شانس بیاری اهل اونجا نباشی و نفهمی چی میگن) ودر اخر جلو چشت همه 50 تومان میدن وشما 500 تومان(رسم تهرانی نوازی)
حالا بر عکس اونا میان تهران باید با ماشین مدل بالا و شخصی خودت سوار کنی و صلواتی.
و اما کارمند عزیز تو تهران و شهرستان:
یه نفر تو تهران 245000 تومان درامد داره(به فرض) و یک نفر تو یه استان دیگه 200000تومان(حالا ) تهرانیه میناله چرا ؟
چون معمولا اول هر برج پول تو حساب نیست پس برو رو 4تا 10 خوب حالا فرض میکنیم همون روزه اول پول تو حساب باشه از در میای بیرون باید تاکسی سوار شی اونم نه یکی 4تا 5مسیر (اون یکی میاد بیرون از سر کارش میره تو خونشون).
حالا میرسه خونه خانومش میاد جلوش میگه حقوق دادن یا نه با ترس ولرز میگی اره بعد دست میکنه تو کشو و یک مشت قبض با سرعت هر چه تمام میخوره تو سینت این یعنی 1/3 حقوق پر.
حالا می گی اشکال نداره می رم یه غذایی می خورم تا بعد ببینیم چی میشه.
نکته : هیچی تو یخچال نیست.
نتیجه : بد بخت شدی یا باید بری بیرون غذا بخوری یا بری خرید( در هر صورت 3\1 دیگه حقوق پر).
حالا همه این حرفارو زدم که اینو بگم:
تو امریکا( مرگ بر امریکا) توی شهر نیویورک (زبونم لال) قیمت یه آپارتمان نقلی حدودا با یه خونه در حومه اونجا ( همون کرج خودمون) حدودا 50 برابر گران تر هست.
توی فرانسه( یا انگلیس ) قیمت سوخت در پاریس (یا لندن) 12 برابر گران تر از حومه هست.
خلاصه اینکه داداش قیمت پایتخت نشینی خیلی سنگین تر از این حرفاس.
حالا جریان ایران دقیقا با همه جا فرق داره (حتی با هند) اینجا از همه جای ایران زووووووور میزنیم بریم تهران.
حالا که پامون میرسه به تهران به نون شبمون محتاج میشیم(خوب گرون دیگه).
یکی نیست بگه مگه مجبوری تو تهران زندگی کنی هان؟
یعنی میشه یروزی اونقدر امکانات خارج پایتخت زیاد بشه که کسی (ما یا من) مجبور نباشه تو تهران خودشو بزوووور نگه نداره(چون نمیشه به ما فهموند که جای هر کسی تو پایتخت نیست)؟
نقطه ولی داستان ادامه دارد؟
