تبليغاتX
بچه های دوره هفتم - معصومیت از دست رفته...

بچه های دوره هفتم

جمع صمیمی فارغ التحصیلان دوره هفتم

     من تو این چند مدت میخاستم سکوت کنم و در مورد انتخابات چیزی ننویسم ولی در این حین، (مخصوصن این دو سه روز آخر) یه چیزی بدجوری اذیتم کرد(نه که بقیه چیزا ناراحتم نکرده باشه! ولی این یه مورد بدجور رو اعصابم بود.) بذارید قضیه رو با دو تاخاطره بگم(به سبک داداش سلیمانی صحنه دارش کردم!) البته یادتون باشه این دو تا خاطره بعد از مناظره آقایان احمدی نژاد و رضایی است:

صحنه ی اول:

     با فامیل تو خونه نشستیم و همونطور که خودتون میدونید بحث ریاست جمهوری و اینکه به کی رای بدیم توی بورسه که خان دایی ما که با چپا خوب نیست میگه: "به نظر من رضایی از احمدی نژاد بهتره چون هم برنامه هاش از نظر اقتصادی بهتره و هم اینکه نمیخاد مثه احمدی نژاد جناح بازی در بیاره و فقط از گروه خودش  استفاده کنه ،ولی من به احمدی نژاد رای میدم." (ما با این حرف رفتیم تو کف) من پرسیدم: "دایی جون چرا با این حال به رضایی رای نمیدی؟" که خان دایی گفت: "چون نباید بزاریم موسوی رئیس جمهور بشه." منم خندیدم و گفتم: "خوب اینا چه ربطی به هم داره؟"  ایشونم یه نگاه از بالا به پایینی انداخت و گفت: "به خاطر اینکه رضایی رای نمیاره پس ما با رای دادن به اون، در اصل رایمونو سوزوندیم و این برای موسوی خوب میشه."

 

صحنه ی دوم:

     سه شنبه شب با دوستم  تو یکی از صد میدون نارمک نشسته بودیم و در حالی که سیل جمعیت هوادار دو کاندیدا رو نگاه میکردیم، درباره ی اینکه به کی رای بدیم صحبت میکردیم. دوستم که تمایلش به چپ متعادله گفت: "تو بین این سه تا فقط رضایی بود که تونست جلوی احمدی نژاد وایسه و بدون اینکه کم بیاره اشتباهات احمدی نژاد رو بهش بگه، حتی تو چند مورد هم احمدی نژاد نتونست جوابشو بده." منم گفتم: "آره، رضایی کارش خیلی درسته، برنامه هاش هم اگه اجرا بشه خیلی به نفع مملکته، مثلن همین نفت. موسوی که درباره ی نفت ازش برنامه ای نشنیدم، فک کنم میخاد همون روند گذشته رو ادامه بده، کروبی هم که میخواد پول نفت رو مستقیم بده به مردم که در این صورت به غیر از ثروت مقطعی برای مردم و هدر رفتن نفت در سال های آینده سودی ندارد، احمدی نژاد هم میخواد همون کار کروبی رو منتها با اسم سهام عدالت و با یه واسطه انجام بده که البته بهتره، فقط  رضایی گفته که میخاد کاری کنه که به جای اینکه ما نفت خام رو بفروشیم اونو تبدیل به مواد ثانویه کنیم و همچنین تا زمانی که این پروژه تموم نشده پول نفت رو تبدیل به سرمایه کنه و سود اونو به مردم بده." دوستمم گفت: "ولی با این همه من به میر حسین موسوی رای میدم." (بازم کفم برید) گفتم: "چرا؟ تو که خوب میدونی اگه موسوی بیاد وسط چی میشه!"  اونم گفت: "آره ، ولی میخام این احمدی نژاد دوباره رئیس جمهور نشه." گفتم: "خوب مرد مومن! پاشو برو به رضایی رای بده! ایجوری با یه تیر دو تا نشون زدی!" که حرف تاریخی خودشو زد:"رضایی که رای نمیاره. اگه به رضایی رای بدم ممکنه احمدی نژاد دوباره رای بیاره."

با آدمای دیگه ای هم صحبت کردم، همشون رضایی رو بهتر از بقیه میدونستن اما به دلیل همین دلایل میخاستن به یه کاندید دیگه رای بدن.  

 

     و من حالم بد شد. آخر هر دو صحنه حالم بد شد. فهمیدم بعضی مردم دیگه به خاطر برنامه ها رای نمیدن، به ایده های کاندیداها رای نمیدن، به آرمان هاشون رای نمیدن . فهمیدم بعضی مردم هم اسیر حزب بازی شدن و فقط  برای اینکه پوز طرف رو بزنن به رقیبش رای میدن.  یاد حرف رهبر افتادم که میگفت مردم به شخص اصلح (در نظر خودشان) رای بدهند و به خاطر جریان های  مختلفی که  ایجاد میشود از رای خود نگذرند.

     آخر خاطره اولی به خان دایی گفتم:"اگه همه ی مردمی که مثه شما فکر میکنن بهش رای میدادن اون حتمن رئیس جمهور میشد."  ولی خان دایی گفت:" ایشالا دوره بعدی." گفتم:" دور بعدی هم همین آشه و همین کاسه." تو خاطره بعدی هم به دوستم همینو گفتم. ولی گفت:"فعلن وظیفه اینه که نذاریم احمدی نژاد دوباره رئیس جمهور شه." 

    و من تو دل خودم میگفتم که نباید به خاطر اینکه میدونیم کسی کاندید خوبیه ولی رای نمییاره  بهش رای ندیم.

پیوست مهم: من صریحتن در اینجا اعلام میکنم که مثه شما یک رای دارم و کسی هم نمیدونه رای من چیه، فقط میتونین حدس بزنین. در ضمن از هیچ نامزدی حمایت نمیکنم، اگر این مسئله برای هر کاندیدای دیگری افتاده بود این مسئله رو گوشزد میکردم.

 پیوست مهم تر:  همونطور که میبینید موضوع این پست سیاسی نیست چون من به خاطر حفظ اخلاق و فراموش نکردن آرمان های یک آرمان شهر این مطلب رو نوشتم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 21:3  توسط روح اله عبدی  |